تا سه نشه، بازی نشه / پستچی سه بار در نمی‌زند

فیلم پستچی با همین یک خط داستان آغاز می‌شود و سپس حول این داستان، داستان‌های دیگری به طور موازی اتفاق می‌افتد که در یکی از دیالوگ‌های یکی از شخصیت‌ها بر این موازی بودن داستان‌ها تاکید می‌شود.

این فیلم تمام تم‌ها و موضوعات مورد علاقه‌ی حسن فتحی و مورد استفاده در فیلم‌هایش را دارا می‌باشد. عشق، جنایت، تاریخ موضوعاتی هستند که می‌توانند در همه‌ی فیلم‌های فتحی و در این فیلم و البته در سه دوره‌ی تاریخی مختلف دید.

فیلمنامه پستچی تکیه و تاکید فراوانی بر دیالوگ دارد و بیشتر زمان فیلم بر بیان دیالوگ‌ها از زبان شخصیت‌ها می‌گذرد. دیالوگ‌هایی که بنا بر شخصیت‌ها و دوره‌ی زندگی آن‌ها نوشته شده و به خوبی گویای گفتار مردم آن دوره است. فتحی کوشیده با این گفتگوها و دیالوگ‌ها داستان خود را به جلو حرکت دهد و موفق هم شده است.

فیلمنامه پستچی در 3 طبقه داستان را روایت می‌کند، طبقاتی که به هم ربطی ندارند و شخصیت‌ها از طبقات خارج نمی‌شوند و تنها رابط بین طبقات پسربچه‌ای است و سه تیله.

این فیلم در دو بخش روایت می‌شود، بخش اول که به داستان هر طبقه می‌پردازد و بخش دوم که داستان‌های این سه طبقه در هم تنیده شده و شخصیت‌های هر سه طبقه به هم برخورد می‌کنند و ترس و وحشت اصلی در بخش دوم اتفاق می‌افتد.

فیلم پستچی از بیشتر شناسه‌های ژانر وحشت استفاده برده. محدودیت لوکیشن، هوای ابری و توفانی. تاریکی. شب و باران. فتحی با استفاده از این شناسه‌ها سعی کرده، داستانی ایرانی را روایت کند.

موسیقی فردین خلعتبری در لحظات سکوت صحنه، تصاویر را همراهی می‌کند و ناگهان اوج می‌گیرد و همراه با صحنه به تماشاگر شوک وارد می‌کند.

در پستچی می‌توانیم، جلوه‌های ویژه‌ای را ببینیم که بسیار خوب در آمده است. حرکت کلاغ، طناب دار، گوی تیغ بلورین به روند حرکتی داستان کمک شایانی کرده است.

بازیگران این فیلم هم بسیار خوب ظاهر شده‌اند. باران کوثری، بازی بسیار روانی را از خود ارایه کرده است و حرکت‌هایی که بسیار خوب درآورده و می‌توان ترس را در چهره‌اش دید. محمدرضا فروتن با چهره‌ای متفاوت، خوب ظاهر شده. امیر جعفری، با استفاده از تن صدا تصویر یک بزن بهادر را خوب ساخته. پانته‌آ بهرام هم خوب بازی کرده. رویا تیموریان، لیلا زارع بازی روانی داشته‌اند و علی نصیریان نقش یک شازده قجری را بسیار خوب بازی کرده و دیالوگ‌ها را به روانی ادا نموده است.

اما...

پایان‌بندی فیلم را می‌توان ضعیف توصیف کرد. یک پایان‌بندی کلیشه‌ای و عاشقانه، که ای کاش طور دیگری تمام می‌شد.

در کل «پستچی سه بار در نمی‌زند» را می‌توان یکی از معدود فیلم‌های بسیار خوب ژانر وحشت دانست. ژانری که شاید بتوان آن را یکی از نقاط خوب سینمای ایران به شمار آورد.

 

نقد و بررسی: میلاد قزللو، باران ما، تازه‌های باران

/ 1 نظر / 69 بازدید
آدمخوار

سلام مثل همیشه عالی بود و من مثل همیشه از مطالبت استفاده کردم امیدوارم همینطور ادامه بدی[تایید] خوشحال میشم به منم سر بزنی و نظرتو راجب مطالبم بگی پس منتظرتم[گل]