گزارشی از جلسه نقد و بررسی «روز سوم»

فرهنگسرای نیاوران در تاریخ 5 تیر 1386 از ساعت 17 تا 21 و از ساعت 21 تا 23 اقدام به برگزاری جلسه نقد و بررسی «روز سوم» کرد.

 

در ساعت 17 فیلم «روز سوم» در سالن خلیج فارس و در سالنی که گنجایش آن تکمیل شده بود،به نمایش در آمد و در ساعت 18:50 دقیقه نمایش آن به پایان رسید. سپس قرار بود در ساعت 19 جلسه نقد و بررسی با حضور عوامل فیلم شروع شود که به دلیل تاخیر ایشان حدود 10 دقیق عقب افتاد و در ساعت 19:10 مجری جلسه بر روی سن آمد و با پوزش از تاخیر ایجاد شده، علت آن را مشغول بودن عوامل سر صحنه بیان کرد و در ادامه گفت: «به علت این که برادر خانم کوثری از سفر اومدن، ایشون از شرکت در این جلسه عذر خواهی کردن.» در ساعت 19:15 دقیقه آخوندی یکی از تهیه کنندگان فیلم بر روی سن رفت و کمی درباره روز سوم و شخصیت های «روز سوم» توضیح داد. در 10 دقیقه بعد، یعنی ساهت 19:25 محمدحسین لطیفی، کارگردان «روز سوم» به جمع آن ها اضافه شد و او هم کمی درباره فضای «روز سوم» و داستان این فیلم توضیحاتی را ارایه کرد. در ساعت 19:30 پوریا پورسرخ، در سالن حضور پیدا کرد و با تشویق حاضرین در سالن رو به رو شد و در اولین جمله گفت: «ببخشید از این که به علت بارش باران و ترافیک دیر کردم.» سپس جلسه نقد و بررسی به صورت جدی شروع شد. در طول برنامه که مجری سوالات خود را مطرح می کرد، حضار هم سوالات خود را در برگه ای می نوشتند و با مجری برنامه می دادند و در بعضی اوقات هم خود حاضرین به صورت شفاهی سوالات خود را از عوامل فیلم مطرح می کردند. در این بین سوالاتی از پوریا پورسرخ پرسیده شد و یکی از سوالات این بود «رابطه شما با باران کوثری چگونه است؟» و پورسرخ هم در جواب گفت: «من سعی کردم از حامد بهداد و خانم کوثری و سایر دوستانی که با اونها کار می کردم، چیزهای جدیدی یاد بگیرم» و در ادامه گفت: «اگر می خواهید مانند نشریات زرد رفتار کنید، متاسفم و بیشتر شایعات از همین جا شروع می شود». مجری برنامه سوالی از آقای لطیفی درباره حس و حال فصای فیلم پرسید و لطیفی هم گفت: «این فیلم حس و حال شخصی من درباره جنگ است و من سعی کردم حسی را که نسبت به جنگ دارم، به فضای فیلم منتقل کنم» و ادامه داد: «خدا را شاکرم که این فیلم با استقبال بسیار خوبی رو به رو شده و این در بیشتر فیلم هایم دیده می شود.» سپس لطیفی درباره حس و حال فیلم و با اشاره به یکی از سکانس ها در فیلم گفت: «در یکی از سکانس ها رضا با رسول بحث می کنه و بعدش امیر که برزو ارجمند نقشش رو بازی کرده اسلحه اش رو برمی داره. می خواستم بدونم شما چه اشکالی در این سکانس می بینید؟» و بعدا از کمی مکث در ادامه گفت: «اون سکانس از یک نمای دیگه ای فیلمبرداری شده، در حالی که برزو ارجمند از نمایی دیگر وارد سکانس می شه و علت این که شما متوجه این کار نشدید این بود که حس فیلم شما را به دنبال خودش کشونده و شما در فیلم با رضا، و سایر نقش ها همراه شدید.» سپس لطیفی بلند شد که به سر صحنه فیلم «توفیق اجباری» برگردد اما یکی از تماشاگران پرسید: «آقای لطیفی چرا سکانس کانال با ریتم بقیه فیلم نمی خونه؟» لطیفی هم جواب داد: «مرگ برای این شخصیت ها در این سکانس مهم نیست و همه شان می گویند من که بالاخره می میرم. پس سعی کردم خداحافظی شان هم واقعی تر شود.» در ادامه تماشاگری از پرسید: «چرا در فیلم، محمد جهان آرا را نمی بینم؟» آخوندی، تهیه کننده فیلم در جواب این سوال گفت: «قرار است در آینده سریالی درباره ۳۴ روز مقاومت خرمشهر در ۳۴ قسمت ۶۰ دقیقه ای با همکاری آقای لطیفی ساخته شود.» و در ساعت 20:23 لطیفی سالن را ترک کرد. و در ساعت 20:45 مجری برنامه از پوریا پورسرخ و آخوندی خواهش کرد، خداحافظی کنند. ابتدا پورسرخ خداحافظی کرد و بعد از وی، آخوندی خداحافظی خود را شروع کرد و بسیار شدید به صدا و سیما و نشریات انتقاد کرد که حرکات عوامل فیلم روز سوم را مانند عوامل دیگر فیلم ها بازتاب ندادند و این طور بیان کرد: «هر کسی یکی از عوامل سینما را می بیند به آنها به عنوان افراد فاسق می نگرد، در صورتی که این طور نیست. بچه ها در این فیلم نذر کرده بودند و با وضو سر صحنه می آمدند، و ما کاملا از رسیدن فیلم به جشنواره ناامید شده بودیم، اما بچه ها برای رسیدن فیلم به جشنواره نذر کرده بودند، مثلا حامد بهداد نذر کرده بود که اگر فیلم به جشنواره برسد و به خوبی استقبال شود، حاضر است حقوق یک ماه خود را نگیرد. و چرا صدا و سیما این گونه حرکات را نشان نمی دهد.» و جلسه در ساعت 20:50 به پایان رسید.

 گزارش: میلاد قزللو، تازه‌های باران، باران ما

/ 4 نظر / 35 بازدید
آبتین

سلام بريز به پاشی که برای روز سوم شد شايد برای خون بازی نشد...در هر صورت اين شهر خراب شده ی ما نمی دونم چش شده که هر چی فيلم مورد علاقه ی من را يا نمياره يا بد موقعه ای مياره...گزارش جالبی بود... راستی سهميه بنديه بنزينم مبارک اگر طرفدار خاتمی نيستيد که سری به وبلاگم بزنيد

sinohe

سلام مطالبتان را خواندم جالب بود . به من سر بزنيد منتظر نظرات ارزشمندتان هستم همسفر اسمانی ...وب را به روز کردم..[قلب

پریا

اينشاالله باران وبرادرش وخانوادش هميشه سالم باشن