بیانیه هنرمندان: دریغ است ایران که ویران شود

فرزندان ایران! باز روز حساب آمد.
چنان که روشن است امروز نه فقط تقدیر ما و کودکان مان درون مرزهای این سرزمین کهن، بلکه هم چون دیروز و پریروز، سرنوشت بسیاری زندگی ها و زبان ها و فرهنگ های دیگر نیز، درین قارّه کبیر و درین عالم عظیم، به همّت و تدبیر گره گشای ایرانیان بسته است. ما ایرانیان که گویندگان زبان‌های قدیم و جدید، وارثان تمدنّی بزرگ و بنیان گذار، و همواره به کوری چشم شبکوران تاریخ، افروزندگان چراغ فردای این دیار بوده ایم، و مانده ایم.
ایرانیان! چه بسیار بوده اند در سراسر تاریخ طولانی و ستایش انگیزتان، و هستند هم امروز، خودکامگانی که گامهای استوارتان را شکسته و تدبیر گره گشایتان را کور و همّت بلندتان را کوتاه طلب ‌کرده‌اند. می دانیم و می دانند که جداسازی هنرمندان و نویسندگان معاصر از بدنه ملّت، در یکصد سال اخیر، جلوه ای تاریک ازین طلب «طالبانی»، و میوه تلخ سالها و سالها اعمال مستبدانه سانسور و انحصار فاجعه بار آموزش و رسانه بوده است. زهی سودای باطل! و حافظه تاریخی معاصر هرگز از یاد نمی برد هم‌راهی هنرمندان و نویسندگان را با آرمان آزادی این ملّت، ملّتی که بیش از یکصد سال پیش ازین انقلاب بزرگ مشروطه‌خواهی خود را برپاکردند. آفرین بر ملّتی که پنجاه سال و اندی پیش ازین اعتراض مسالمت‌جویانه مدنی خود را به خواست استعمار خارجی، و سی سال و اندی پیش ازین اعتراض صلح‌آمیز امّا قاطعانه خود را به خواست استبداد داخلی، در خیابان و مسجد و دانشگاه، در قلم و قدم، ابرازداشتند، و هر دوبار همانند هر باردیگر درتاریخ پرفرازونشیب و طولانی خود، هم‌زمان بر جهان معاصر خود نیز اثرگذار شدند. و آفرین بر نویسندگان و هنرمندان پیشگامی که درین یکصد سال دمی برکنار از خواست تاریخی این ملّت آزادیخواه نزدند.
باری، قصّه ما و آزادی داستانی است پرآب چشم که سطر به سطر آن را ما ازبریم. آری، ره تاریک و لغزان بود و یک سده پس از عزیمت، هنوز به سرمنزل مقصود خود نرسیده ایم. و آری، چه خنجرها که از دلها گذرکرد تا به اینجا رسیدیم، و خواهدکرد تا فردای روشنتر. شد آنچه شد، امّا یاران! آیا امروز را روز تاریخی برخورداری از میوه کال امّا گرانقدر این درخت یکصدساله نباید دانست؟ بی شک از پس یک قرن بیم وامید، امروز این سوالات اساسی شایسته پرسیدن است: اگر این رأی حدّاقلّی، این انتخابات نسبی، که دستاورد ناکافی جنبش فراگیر تاریخی ملّت ایران است، بی ثمر برای ما و بی اثر در تمشیت امور بود، این هجوم بی امان سراسری به نامزدهای باقی مانده جنبش اصلاحات از چه روست؟ آنها که درین چهارسال، دربرابر دیدگان ناظر ملت، کردند آنچه کردند، و امسال برخلاف چهار سال پیشتر، عیان است که درصورت حاکمیت دوباره چه ها خواهندکرد، این کاروان مردم فریب وعده های دنیایی و اخرایی را از چه رو در کوچه ها و خیابان های ما به راه انداخته اند؟ از چه رو این گروه که خود را منادی معنویت در جهان مادی معاصر تلقی می کنند، با سروصدا و هیاهوی فراوان دغدغه اوّل و آخر خلق را غم نان اعلام می کنند؟ ازچه رو در عیان وعده نان می دهند و درنهان زمزمه یأس از تغییر وضع موجود به گوش می رسد؟
هم وطنان! این لقمه نان بناست با چه بهایی ارزانی نیازمندان شود؟
ما هنرمندان و نویسندگان امضاکننده زیر از آحاد ملّت دعوت می کنیم به تأمّل در این سؤالات، که صرفا چند نمونه از سؤالات جان گزایی است که درین ایّام، آتشی در جان ایران و ایرانی به پا کرده اند. درعین حال احزاب و گروهها و شخصیتها و روزنامه نگاران آزادیخواه را نیز درین ایّام تنگ بار دیگر دعوت می کنیم به حدّاکثر همدلی و همگامی در راه این آرمان عزیز و مشترک، و خاضعانه یادآوری می کنیم که از منظر مطالبات ملّی کمال مطلوب رسانیدن هر دو نامزد اصلاح طلبان به مرحله دوم انتخابات بود و هست، که در صورت تحقّق، بسیاری از بحثهای جاری درون جبهه ای با صراحت و شفّافیت بیشتری البتّه قابل پیگیری است. با یک حساب سرانگشتی ساده می شد دریافت که چنین وضعیتی، اگرچه نیازمند کمی درایت و ایثار، اما قابل تحقق بود، و چه بسا هنوز باشد.
ملّت بزرگ ایران!
از شما می خواهیم روز جمعه بیست و دوم خرداد سال جاری پای صندوقهای رأیی حاضرشوید که بی تردید حاصل حدّاقلّی مبارزات شما، و میراث تاریخی مادران و پدران شما از پس صد سال و اندی جانبازی بر سر آرمان آزادی است. امضاکنندگان زیر، اکثریت –باصطلاح- خاموش جامعه بزرگ ایرانی را که حضور و غیابشان در هر انتخابات برخوردار از حدّاقلّ آزادی، کفه را آشکارا به سود یا زیان آرمان آزادی ملّت بازمی گرداند، به حضور قاطع در این انتخابات، و نه گفتن به وضع اسفبار موجود، و کاستن از این هراس عظیم برای فردای ایران و ایرانی، دعوت می کنند.
ایرانیان! در جهان خطرخیز معاصر، امروز روز بزرگ انتخاب تاریخی است برای ایران، میان فردایی نامعلوم و فردایی کمی بهتر. و پدر پیر بنیان گذارتان هزار سال پیش سرود:
دریغ است ایران که ویران شود.
جمعی از هنرمندان و نویسندگان معاصر ایران
خرداد یک هزاروسیصدوهشتادوهشت خورشیدی

 

مریم فیروزی – مینا حسنی – مونازنده دل - امیدنقوی – هوشیار انصاری فر – محسن بوالحسنی – علی محمدی – ناما جعفری – حامد رحمتی – مهری مهرمنش – امید شمس – فرشید فرهمندنیا – شاهرخ صلح جویان – هنگامه هویدا – مازیار اخوت – امیر فتحی – علیرضا آبیز – شهیار کبیری – مهیار ارجمند راد – محمد رمضانی – سعیده زمانی – میثاق بوالحسنی – کاوه سید حسینی – سعید حدادی – بهاء الدین مرشدی – علی عبداللهی – مهناز یوسفی – آزاده پاکنژاد – علی قنبری – پوریا سوری – مهتاب کرانشه – اسفندیار آبان – نیما راد – رجب بذرافشان – آرمان جعفری – سحر مهرعلیان- محبوبه آب برین – میثنم غفوریان صدیق – جواد لگزیان – علی مقامی – پانته- آ رحمانی – سلماز نراقی – ندا درزی – آرش اله وردی – سینا کمال آبادی – روزبه رفیعی – ابوذر کریمی – دکتر الناز رضایی قلعه چی- کاظم بر آبادی – آزاده کاظمی – علیرضا کاظمی – عباس بیات – روزبه حسینی – نوشین جعفری – رضا علیزاده – شمسی پور محمدی – علیرضا بهنام – حامد یوسفی – ساسان توکلی فارسانی – آزاده اخلاقی- بابک شاکر – سهراب کاشاتی – احمد پوری – سیدمهدی موسوی – محمود قلی پور – عاصف ادیب – سمیرا قرایی – افشین حیدری – محرم براتی – پیام فتوحیه پور – ژینوس تقی زاده – باران کوثری – پانته-آ واعظ نیا- لیدا کاووسی- شادی آل حجت – حسنا صدقی – حسین وحدانی – تارا حبیبی – حامد خدادادی – مسعود جوزی – علی مسعودی نیا – علی مویدی – امیر بهاری – علی شروقی – نسیم مرعشی – مهدی امیرپور- محبوبه افتخاری – کارانی- کامران بارنجی – فرهاد حیدری گوران – امید بلاغتی- مانا نیستانی – افشین حسنی – رضا رحیمی – مروارید آیاز – معصومه یوسفی – گراناز موسوی – شهرام رفیع زاده -مهدی دادخواه تهرانی - مریم کریمزاد - هدی امین - علی اناری- کاوه کوثری- غلام حسین مردانیان - بهرام رفیعی - رضاانصاری راد - محسن شهرنازدار- افشین حسنی- حمیدرضا حسینی- رها دایمی - یاشا پورصفر- مینا کشاورز - فرزانه دوستی- لیلا ملک محمدی- نیما صفار- دکتر محمد پی پل زاده- گلاره جمشیدی- سیامک بهرامپرور - مهرداد قاسمفر - هنگامه گلگونی - سمیرا یحیایی - مریم جعفری - مژگان عیاری - فرنوش حبیب نژاد - سید رضا محمدی - بهنام ناصری - ایلیا تهمتنی - غلامرضا شبانکاره- مهدی جهان آبادی- بهنام اوحدی - سامان نمکی عراقی - رامین ناسوتی- محمدجواد حق شناس- حامد هاتف - محمد زرفام- محسن عمادی - احسان صفاپور - مهام ظریف - منصور مومنی - عبدالرضا زهره کرمانی- حمید دوستی - زامیاد سعدوندیان- محمد صادق صالحی – افسانه برزویی – عیسی آزاد – الهام ملک پور – محمد علی مومنی – محمد جواد شلتوک کار- امیر احمدی آریان- امیر احمدی آریان- کیانا برومند جاوید - گرسیوز دقیقی- فرهاد فزونی - سالومه عباسی - علی زوارکعبه-آمنه فرخی-مسعود خیرخواه-فانوس بهادروند- عبدالرضاشهبازی-فرحناز حمزه-زینب حسن پور- شیرین بینا- مجیدرضا مصطفوی—رضا حیرانی-افسانه شفیعی-حمید جعفری- عزیز تٌرسه- ایثار ابومحبوب- میثم ریاحی- امیرسنجری- سعیدعبدی لیرک- محمد ولی زاده- غلام حسین مردانیان-شبنم آذر- نگار اسکندرفر- تینا صابونچی- سهیل محمودی- علی سطوتی قلعه-ارشادرضویان-امید نیک فرجام-آیدا عمیدی- علیرضا محمودی ایرانمهر - رهام گیلاسیان-محمد فراهانی- مهسامحب علی- علیرضامعصومی-سام مقدم- امیرحسین خورشیدفر- آرش نصرت اللهی- بهاره فریس آبادی- مرتضی پورحاجی-خلیل درمنکی – سجادگودرزی- داوود مرادی گراوند- آرش یعقوبی- حسین ایمانیان- صالح دُروند- عباس بیات گرافیست- ریحانه مشتاقی- مریم مهتدی - فرزین هومانفر- مریم ترنج - مرجانه ایاز - مرجان ترنج - یوسف انصاری- حسین جاوید- ناژین صفوی- الاهه دهنوی- احمدزاهدی لنگرودی- منصوره اشرافی - علی اصغرسیدآبادی - نعیمه دوستدار - رضا ولی‌زاده - جابر تواضعی- عباس حبیبی - عرفان کارن - سجاد صاحبان زند- فریبا فیاضی-مژده روستایی- مهدی مهاجرانی- آذر کیانی- سام صالحی سمیعی- بهروز ادیب نیا- فریده اشرفی- لیلی فرهادپور- یاسین نمکچیان - متین غفاریان- نگین صدق گویا – مجتبی بینا- مجتبا پورمحسن - کورش رنجبر- مهرداد فلاح – بهاره رهنما- نازی صفوی – نیکو سرخوش- مهدی یزدانی خرم – احمد غلامی – محمدسپانلو- محمد آزرم- ابوتراب خسروی- میثم علیپور – پویا رفویی – کبوتر ارشدی – محمدجواد صابری – کاوه کهن – بهزاد باشو – ساسان کشور – بکتاش آبتین – حبیب باوی ساجد – شراره کامرانی – بکتاش آبتین -

/ 1 نظر / 57 بازدید
عشقی دوم

درود بر شما،با نوشتار <ديگر خريت بس است> آن شدم،اگر شما نيز دلتان برای ميهن ميتپد حتما نظر مرا تائيد ميكنيد. پاينده ايران و ايرانی