باران کوثری: اگر لیاقت داشته باشم، می مانم.

زمانی که پدرت جهانگیر کوثری باشد و مادرت رخشان بنی اعتماد، دیگر برای بازی در هنر ایران نباید مشغله ذهنی داشته باشی. اما اگر در هنر، بخواهی حرفی برای گفتن داشته باشی، باید پتانسیل این کار را داشته باشی، اگر می خواهی منتقدان از تو بنویسند و تو را تحسین کنند باید تلاش کنی و استعدادهای بالقوه ات را نشان همه دهی، آن گاه است که همه روی تو حساب می کنند و می گویند، پدر و مادر، تنها مشوق او بودند، نه این که آن ها تو را بازیگر کردند. داستان بازیگر شدن «باران کوثری»، فرزند دوم جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد هم بدین شکل است... زندگی او از کودکی با سینما در هم آمیخته بود، او لحظات زندگی اش را در کنار مادر و پدر گذراند؛ مادری که جزو بهترین کارگردان های سینمای ایران است و پدری که از تهیه کننده های به نام سینما می باشد شاید به همین خاطر تجربه های گرانبهایی دارد. آن ها که سال ها قبل فوتبال را دنبال می کردند، می دانند که پدر سال ها در استقلال تهران بازی می کرد و پس از آویختن کفش ها، یکی از بهترین مفسران فوتبال شد. علاقه مندان به فوتبال در جریان رقابت های جام جهانی ۱۹۹۴ با صدای گرم او آشنا بودند که بازی ها را گزارش می کرد. گر چه باران خود از طرفداران پر و پا قرص فوتبال است، اما به ما نمی گوید که طرفدار چه تیمی است. «باران» سینمای ایران در ۲۵ مهر ماه سال ۶۴ در تهران به دنیا آمد و دیپلم هنر گرفت. او فرزند دوم خانواده، پس از برادرش که ده سال از او بزرگ تر است. زندگی و رشد در خانواده ای هنرمند و تلاش و پشتکار او سبب شد که وی در هنر بازیگری بسیار خوش بدرخشد و کارهای موفقی را از خود به جای گذارد. پنج سالش بود که بر سر سکانس فیلم «بهترین بابای دنیا» ساخته «داریوش فرهنگ» رفت... بزرگ تر که شد دوره های آموزشی خود را ادامه داد، او همزمان با دیپلم که در سال ۸۲ اخذ کرد، مدرک دیپلم نمایش در هنرستان سوره را اخذ کرد، اما شاید حضور جدی او مربوط به شش سالگی اش می شود، یعنی در شش سالگی که در فیلم مادرش «رخشان بنی اعتماد»،به نام «نرگس» بازی می کند، پس از بازی در فیلم «بهترین بابای دنیا...» وی تا سال ۸۱ در فیلم های مادرش بازی کرد. روسری آبی (۷۳)، بانوی اردیبهشت (۷۶)، زیر پوست شهر (۷۸)، باران و بومی (۷۸)، روزگار ما (۸۰)، اما در سال ۸۱ تجربه ای جدید در کار هنری او به چشم آمد، بازی در فیلم «اصغر فرهادی» به نام «رقص در غبار». در سال ۸۲ مقابل دوربین «سیروس الوند» در فیلم «برگ برنده» ظاهر شد، اما شاید بهترین بازی او در همین سال رقم خورد، زمانی که ۱۸ سال بیشتر نداشت، بازی در فیلم «خوابگاه دختران» به کارگردانی «محمد حسین لطیفی...» همان فیلم باعث شد که او خیلی زود از چهره های شناخته شده زن سینمای ایران لقب بگیرد. او در سال ۸۴ در فیلم «ابوالحسن داوودی» به نام «تقاطع» ایفای نقش کرد. اما «خوابگاه دختران» باعث شد که «باران» به اوج برسد. شاید به همین خاطر بود که لطیفی از «باران» برای بازی در مجموعه پر بیننده «صاحبدلان» دعوت به عمل آورد. باران می گوید: «مهمترین چیزی که باعث می شود، آدم دوست داشته باشد با وی کار کند، این است که به شدت حرفه ای است، انسان می تواند به او اعتماد کند، ضمن این که به لحاظ اخلاقی، آدم قابل احترامی هستند و این اخلاق باعث می شود که صمیمیت عجیبی پشت صحنه به وجود بیاید،یعنی می خواهم بگویم به همان اندازه که مقابل دوربین لطیفی فیلم خوبی ساخته می شود،به همان اندازه هم فرد از پشت صحنه دوربین او خیلی چیزها را یاد می گیرد.»

او می گوید:«کار کردن با مادرم خیلی راحت است،هر دو از کنار هم بودن و با هم کار کردن راضی هستیم و لذت می بریم.»

باران کوثری ،اعتقادی به سوپر استار شدن ندارد:«نمی خواهم شعار بدهم،اما واقعا دلم نمی خواهد،چون سینما برای من هدف نیست،بلکه وسیله است.»او دختری بسیار مسئولیت پذیر است،شاید این را از خلق و خوی پدر و مادرش به ارث برده است.همچنین اعتماد به نفس عجیبی دارد.او نظرش در رابطه با یک بازیگر خوب را این گونه بیان می کند:«به نظرم بازیگر خوب،بازیگری است که هر وقت مقابل دوربین ظاهر می شود،فکر کند اولین سکانس تصویربرداری است و دست و پایش بلرزد،کسانی که اعتماد به نفس بالایی در کار بازیگری دارند،موفق نمی شوند!»

او دوست دارد روزی مقابل استاد پرستویی بازی کند،اما از طرفی،بازی مقابل گلاب آدینه و حسین محجوب را نمی تواند فراموش کند،«من از آن دسته بازیگرانی هستم که نقش مقابل برایم مهم است،بازیگران سخاوتمند زیادی مثل آدینه و محجوب هستند که به واقع،تجربه هایشان را در اختیار بی تجربه هایی مثل من می گذارند و حرف های زیادی برای گفتن دارند.»

باران کوثری ،فرزند رخشان بنی اعتماد و جهانگیر کوثری نظر جالبی در مورد بازیگرانی که به خاطر چهره شان وارد سینما می شوند،دارد:«اگر بازیگر باشی،می مانی،مهم این است،خیلی ها با پارتی آمدند و رفتند،اما پرویز پرستویی می ماند،نه تنها در سینمای ایران،بلکه در هالیوود و بالیوود هم همین طور است،البته هستند اشخاصی که به خاطر چهره شان روی کار آمدند و سپس یک بازیگر جدی و عالی شدند،مهم این است که باید واقعا بازی کنید؛چرا که مردم این را می خواهند،حتی اگر چهره نباشی و پارتی نداشته باشی.»

او در ادامه می گوید:«بدون رو در بایستی می گویم،پدر و مادرم نقش مهمی در ورود من به سینما داشتند،اما باران کوثری اگر لیاقت داشته باشد می ماند،اگر پتانسیل داشته باشد،بیننده را جذب می کند.»

پیش از ساخت مجموعه صاحبدلان شنیده می شد که لطیفی روی نقش «دینا» بسیار حساس است،پس برای این که مقابل دوربین او خوب ظاهر شوی،باید توانایی های بالایی از خود نشان دهی تا بتوانی این کارگردان چیره دست را راضی نگه داری.باران کوثری می گوید:«کاملا درست است،لطیفی روی این شخصیت حساس بود و تأکید داشت که نقش دینا رو خوب بازی کنم.من هم تمام تلاشم را به کار بردم تا حتی بهتر از چیزی که مد نظر وی بود،کار کنم،چون می دانستم انتظارات او از من زیاد است.»

اما بد نیست نظر او را درباره شخصیت دینا هم جویا شویم،«دینا مثل نسل خودش حرف می زند،دینا آدم تنهایی بود و هیچ کس را به جز پدربزرگش نداشت،پس لمس کردنش،خندیدنش،حاضر جواب بودن و کل کل کردنش هم برای پدربزرگش بود.حتی زمانی که مقابل عمو جلیل حاضر جوابی می کرد هم به خاطر پدربزرگش بود،اما درست مثل نسل خودش برخورد می کند،نه زیاد مثبت و نه زیاد منفی...» او در ادامه در رابطه با مقایسه شخصیت خود و دینا می گوید:«باران و دینا تفاوت ها و تشابهات زیادی دارند،شباهت های من با دینا در این است که هر دو پرخاشگریم،خاکستری هستیم و نسلی طلبکاریم!اما تفاوت هایمان ریشه ای است.»

وی از برخورد مردم در قبال خود می گوید:«خیلی ها در کوچه و خیابان مرا دیدند و گفتند که نباید نقش یک دانشجو را پرخاشگر نشان می دادی،اما من پاسخ می دادم،واقعیت دینا همین بود.» و در ادامه می گوید:«روزی خانمی در خیابان جمله ای به من گفت که خیلی به من چسبید،او گفت:دستت درد نکند که آنقدر هوای پدربزرگت را داشتی.»

باران در رابطه با معجزه می گوید:«معجزه خیلی راحت اتفاق می افتد،به نظر من،ایمان انسان هاست که معجزه را می سازد.»

گفتنی است وی پس از تجربه همکاری با لطیفی در خوابگاه دختران و صاحبدلان در حال حاضر سومین همکاری خود را با او آغاز کرده است و هم اکنون در آبادان به سر می برد؛چرا که فیلم جدید لطیفی به نام «روز سوم» کلید خورده و او در نقش یک دختر آبادانی ظاهر شده است.

منبع:نشریه خانواده سبز،سال هشتم،شماره ۱۶۶،پانزدهم آبان ماه ۱۳۸۵

/ 1 نظر / 31 بازدید
حميدرضا

سلام. واقعا بازيش خوبه... مطلب خوبی بود... شاد باشی