شب کارگردانان، شب سینمای نجیب؛ شب «سیف‌الله داد»

گزارش کامل فارس از سومین شب کارگردانان سینما؛

شب کارگردانان، شب سینمای نجیب؛ شب «سیف‌الله داد»

 

خبرگزاری فارس: «محمدمهدی عسگرپور» مدیر عامل خانه سینما با اشاره به جای خالی «سیف‌الله داد» در سومین شب کارگردانان سینمای ایران، گفت: در جلسه امشب، هر وقت صحبت سینمای نجیب می‌شد، حرف از سیف‌الله داد بود.


● گزارش تصویری مرتبط


-------------------------------

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، سومین مراسم شب کارگردانان سینمای ایران شب گذشته در محوطه موزه سینما واقع در باغ فردوس برگزار شد.
در این مراسم که با حضور محمدرضا جعفری‌جلوه، محمدمهدی عسگرپور، محمد بهشتی، محمود اربابی، علیرضا رضاداد، محمدحسن پزشک، مسعود کیمیایی، ابراهیم حاتمی‌‌کیا، رخشان بنی‌اعتماد، محمد پیرهادی، ایرج تقی‌پور، علی معلم، امیر اسفندیاری، تورج منصوری، هارون یشایایی، مرتضی شایسته، پرویز شهبازی، امیرحسین علم‌الهدی، منوچهر محمدی، نظام‌الدین کیایی، احمد امینی، محمد متوسلانی، محمد آلادپوش، مصطفی رزاق کریمی، حسین فرحبخش، علیرضا باذل، سید جمال ساداتیان، بهروز افخمی، منوچهر شاهسواری، فرشته طائرپور، محمدحسین لطیفی، داریوش فرهنگ، بیژن میرباقری، سیروس حسن‌پور، محمدعلی زم، محسن علی‌اکبری، نیکی کریمی، ابوالحسن داوودی، منیژه حکمت، علی ژکان، عباس رافعی، حمید نعمت‌الله، حسن فتحی، امید روحانی، ناصر تقوایی، اکبر ثقفی، پوران درخشنده، کاظم راست‌گفتار، محمدرضا اعلامی، محمد‌علی سجادی، مسعود کرامتی، سعید ابراهیمی‌فر، سیدضیاء هاشمی، قاسم قلی‌پور، علی روئین‌تن، سیروس الوند، ابراهیم وحید‌زاده، هوشنگ گلمکانی، اکبر خواجویی و... حضور داشتند، ابتدا هنرمندان و مهمانان حاضر در برنامه افطار کردند و پس از مراسم افطار، مهدی کرم‌پور با خواندن قطعه شعری برنامه را شروع کرد.

* کرم پور: سیف الله داد فقط به خانه فکر نکرد
-----------------------------------------------------------
این کارگردان سینمای ایران که مجری برنامه بود، در ابتدای این برنامه گفت: هر سال در جشن کارگردانان خانه سینما از 5 نفر تقدیر می‌شد. 3 کارگردان از سه نسل از سینمای ایران و 2 تقدیر از 2 تهیه‌کننده پرکار. اما امسال سیف‌الله داد را در جشن داریم و امثال او بسیار کم هستند.
وی افزود: وقتی جلوی خانه خود را کاشی می‌کنیم، فقط به همان کاشی ‌کردن در خانه فکر می‌کنیم اما بعضی نه تنها به خانه، بلکه به کوچه، خیابان و جامعه خود فکر می‌کنند و سیف‌الله داد از چنین افرادی بود.

* رئیسیان: داد، ترکیبی منحصر به فرد بود
------------------------------------------------
علیرضا رئیسیان رئیس کانون کارگردانان سینمای ایران اولین سخنران این برنامه بود که در سخنانی گفت: این مراسم در اردیبهشت ماه برگزار می‌شد و قرار بود امسال به عنوان کارگردان برگزیده از نسل دوم کارگردانان سینمای ایران از سیف‌الله داد تجلیل کنیم که در آن زمان او در میان ما بود، البته اطمینان دارم که در حال حاضر هم روح او در میان ماست.
وی افزود: شاید کارهای اثرگذار "داد "، از عدد بیرون باشد. او پس از آن که به مسئولیت معاونت سینمایی رسید شورای اکران را راه‌اندازی کرد و امور اکران را به دست سینماگران سپرد، ممیزی را تا حد زیادی حذف کرد و اقدام مهم دیگرش، تشکیل شورای عالی سیاستگذاری سینمای ایران بود که با جمعی از مدیران ارشاد و دست‌اندرکاران سینما برگزار شد.اولین جلسه این شورای عالی را به یاد دارم که در ارشاد برگزار شد و بسیاری از افراد در آن بودند اما پس از آن این جمع مدام در جلسات مختلف کوچک‌تر شد. روزی از داد هدف او را از تشکیل این شورای سیاستگذاری پرسیدم و او گفت هدف من این است که بچه‌های سینما مسائل و مشکلات خود را مستقیما با مسئولان مطرح کنند و ما به یک خرد جمعی برسیم که آن بتواند مشکلات سینمای ما را حل کند.
رئیسیان در ادامه تصریح کرد: سیف‌الله داد به یک تیم فکر می‌کرد و می‌گفت یک تیم باید در کنار هم و متشکل از سینماگران و مسئولان مسائل سینما را حل کند اما در دوره‌های بعد ناگهان این مفهوم عوض شد. متأسفانه دیدیم که در یک بنیاد هنری گفتند ما خودمان تیم داریم و هر کاری بخواهیم با آن می‌کنیم و توپ بازی این تیم هم تا حد توپ پینگ‌پنگ کوچک شد. در بسیاری از حوزه‌های هنری گفتند ما اصلا با توپ بازی نمی‌کنیم و این تنها برای نمایش است و تعهدی هم برای دادن امکانات به همه نداریم و در جای دیگر حتی توپ را نخواستند. اما متأسفانه کسی به این موضوع توجه ندارد که هر تیمی وقتی بازی می‌کند این توپ است که نتیجه را تعیین می‌کند. کار سیف‌الله داد در تشکیل شورای سیاستگذاری سینمای ایران کاری عظیم و ماندنی بود چون بعدها نشان داد که دست‌اندرکاران سینما تا چه حد در حل مشکل آن موثرند.
در آن زمان بود که همه فهمیدند با کارهای غیر منطقی نمی‌توان قدرت و تاثیرگذاری سینما را کم کرد و همه دانستند توپ و بازی در واقع در دست کارگردان است.
رئیس کانون کارگردانان در ادامه گفت: نمی‌دانم خاطراتم از سیف‌الله داد را بگویم یا آنچه که او را ویژه کرد.
سیف‌الله داد در زمان کارگردانی و پشت میز مدیریت حالش هرگز عوض نشد و همیشه با نگرانی مشتاق وقایع سینما بود.
قطعا ترتیبات عجیب و غریبی باید بگذرد که عقلانیت با اتکا با خرد جمعی در وجود کسی جمع شود، آنگونه که در وجود سیف‌الله داد جمع شده بود و او ترکیبی منحصر به فرد بود. امتزاج خاصی از حس مردم‌دوستی و قدرت در وجود او بود و با اینکه همیشه از لحاظ اقتصادی فردی قوی بود اما به‌شدت مراقب مسائل شخصی و مدیریتی در کارش بود و نمی‌گذاشت این مسائل با هم مخلوط شوند. ظاهری خشک و متین اما حس طنز بسیار قوی‌ای داشت که هر وقت مسئله‌ای را با ما مطرح می‌کرد نمی‌‌دانستیم اصل مطلب چیست و همیشه ما را در ابهام می‌گذاشت و بسیار متأسفم که از میان قدیمی‌های سه دهه اخیر، سیف‌الله داد اولین کسی است که رفته و ما را تنها گذاشته.

* نجفی: داد در فکر تدوین قانون سینما بود
------------------------------------------------------
محمدعلی نجفی سخنران دیگر این مراسم بود که پس از حضور بر صحنه گفت: وقتی گفتند در مورد داد صحبت کنم، حس کردم کار بسیار سختی است چون مدتی است انگیزه برای هیچ کاری ندارم. فکر کردم از گذشته یا رابطه‌ام با او یا بحث‌های میان ما یا زمان مدیریت او یا جلساتش برای قانونمند کردن سینما بگویم او می‌خواست برای مدیریت سینما قانونی با همفکری تمام همکارانش تهیه کند و متاسفانه این اتفاق نیفتاد.
نجفی در ادامه یادداشتی را که در مورد سیف‌الله داد نوشته بود قرائت کرد و در ادامه بهروز افخمی برای سخنرانی به روی صحنه رفت.

* افخمی: مرتضی، مهرزاد و سیف الله هر سه رفتند
-----------------------------------------------------------------
وی گفت: سیف‌الله داد یکی از 3 فیلمسازی بود که رفقای خوب من بودند و تفاوتی اساسی با من داشتند. هر 3 از من بزرگ‌تر بودند و نقش برادر بزرگی را که هرگز نداشتم برایم ایفا می‌کردند. اولی سید مرتضی آوینی بود ، دومی مهرزاد مینویی و سومی سیف‌الله داد. هر سه‌ آنها در حدود سن 50 سالگی رفتند درست در سن و سال و موقعیتی که هنرمندان در آن باید به اوج شکوفایی و توان ذهنی برسند و تازه از این سن به بعد کارهای واقعی کارگردانان ساخته می‌شود.
مرتضی ، مهرزاد و سیف‌الله هر سه رفتند اما فکر می‌کنم سیف‌الله به یک دلیل و با اراده خاصی چند سال در برابر بیماری سختش مقاومت کرد. دلیلی که ربطی به سینما نداشت. بیماری مهلکی به سراغش آمده بود که می‌خواست او را با خود ببرد و بخشی از سیف‌الله هم می‌خواست که برود اما بخشی از او که به خانواده‌اش مربوط بود خواست بماند و با اراده زیاد در مقابل مرگ مقاومت کرد. احساس من این است که این موضوع به خاطر کودکی بود که در زمان شروع بیماری سیف‌الله نوپا بود و حالا به سن نوجوانی رسیده.
وی افزود: فکر می‌کنم هر سه این افراد به دلایلی که برای ما روشن است بعد از کوشش طولانی که برای سینما صرف کردند و تلاش برای شکل دادن به سینمای ملی و ایرانی و به وجود اوردن چیزی که مال خودمان باشد، حوصله‌شان سر رفت و دیدند کاری نمی‌شود کرد و چون به جز تشخص هنری چیزی برای این دنیا نداشتند رفتند تا به دنیاهای بزرگ‌تری بروند و به مشغولیت‌های مهم‌تری برسند.
افخمی در ادامه افزود: همیشه این سه نفر باعث افتخار من بودند و سرم را به خاطر رفاقت‌شان بالا می‌گرفتم. امروز حس می‌کنم دلیل حضورم و کار کردنم و باقی ماندم در سینمای ایران از بین رفته که البته بیشتر این یک احساس عاطفی است تا عقلانی. این سه نفر فقط فیلمساز نبودند بلکه اگر سینما نبود و وسایل و تکنولوژی آن به دست آنها سپرده می‌شد، می‌توانستند سینما را تعریف کنند. آنان از نوع فیلمسازان سفارشی، جشنواره‌ای و دولتی نبودند بلکه چهارچوب‌های فعالیت هنری را شکل می‌دادند و هنر را تعریف می‌کردند. توانایی‌های آنها بسیار زیاد بود و به جز مدیریت و سازماندهی از لحاظ هنری هم بالا بودند. سیف‌الله‌ داد در این میان در سینما کار زیاد نکرد اما همیشه با نهضتی که می‌خواستند سینما را از بین ببرد مبارزه کرد و به خاطر این مبارزه صدمه دید و ضربه خورد.
او این امکان را داشت که در همه‌جای دنیا برای تمام مردم فیلم بسازد و بازمانده‌اش این نکته را به ما نشان داد. شاید اگر زنده می‌ماند به این نتیجه می‌رسید که توان و اراده خاصش را برای فیلمسازی در ابعاد دیگری خارج از سطح دائما تخریب شونده سینمای ایران در دست بگیرد. این سه نفر در اوج توانایی و در سن و سال ثمردادن از میان ما رفتند و صحنه را ترک کردند و کنجکاویم بدانیم اگر بودند در مورد وضعیت موجود چه تصمیمی می‌گرفتند و چه کار می‌کردند تا راه‌های جدیدی باز شود.
بهروز افخمی در ادامه با یادآوری خاطره‌ای گفت: سال گذشته بزرگداشتی برای من برگزار شد و سیف‌الله داد که می‌دانست من تأخیر دارم، پس از حضور بر صحنه حرف‌های زیاد زد و بیشتر تعاریفی از من کرد که در آن حد نبودم اما فقط حرف زد تا من به برنامه برسم. اگر می‌دانستم حرف‌ زدن زیاد من باعث می‌شود سیف‌الله به اینجا بیاید قطعا تا صبح حرف می‌زدم اما او هرگز نمی‌آید و قطعا بسیار بیشتر از حرف‌های من را شما خود در دل می‌دانید.

* داوود نژاد: داد، خواست سینما را به زندگی ایرانی نزدیک کند
------------------------------------------------------------------------------
در ادامه مراسم سومین شب کارگردانان سینمای ایران، که شب گذشته در محوطه موزه سینما واقع در باغ فردوس برگزار شد، علیرضا داوودنژاد پس از حضور بر صحنه گفت: دوست دارم درباره راهی که سیف‌الله داد در آن حرکت کرد و نحوه مدیریتش و موانع بر سر راه این مدیریت اندکی صحبت کنم اما حرفم را با سوالی شروع می‌کنم و آن این است که چه کسی یا کسانی در حال حاضر از فضای دیداری و شنیداری فرهنگ کشور ما رضایت دارند؟ چه کسانی از بازار سیاه ویدئو کانال‌های بیشمار ماهواره، کم بودن سینماهای ما، کم بودن اکران فیلم‌ها، پایین‌ آمدن سطح ذوق و تخصص و تاراج شدن فیلم‌ها رضایت دارند؟ سیف‌الله داد از مبتلا شدن کشور ما به این روز وحشت داشت و همه تلاش‌اش در همه عمرش این بود که به این روزگار نیفتیم. او از نسل مدیران اول انقلاب بود که عرق خاصی به فرهنگ و استقلال فرهنگی داشت و حرف‌هایی که امروز به شعار تبدیل شده داشتند. آنها از این که کشور به زیر سلطه محصولات فرهنگی خارجی برود بسیار ناراحت بودند، به آن واکنش نشان می‌دادند و فکر می‌کردند ابتکار عمل در کار تصویر در ایران، باید در دست تولیدکننده داخلی باشد. این نسل از مدیران سینمای قبل از انقلاب را با سیاست‌زدگی و اقتصادزدگی مبتذل آن بعد از انقلاب در دست گرفتند. زمان قبل از انقلاب سانسور به این شکل بود که فیلم ایرانی نباید مثل زندگی ایرانی باشد و فیلم خارجی هم می‌آمد و مدام بر سر این سینمای درمانده می‌زد و می‌گفت به شکل من باش. آن زمان بود که انفعال و تقلید سینمای داخلی ما را هم فرا گرفت.
سپس داوودنژاد توضیح مفصل و مبسوطی درباره تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب داد و در ادامه در مورد سیف‌الله داد گفت: سیف‌الله داد در زمانی که هر کسی به فکر خودش بود، سینما را یاد گرفت و در زمان مدیریتش با تغییر شرایط و تسلط سیاست و اقتصاد و سینمای بخشنامه‌ای بسیار مبارزه کرد. او در سال‌های فطرت خوب به مسیرش ادامه داد و پس از یاد گرفتن سینما وارد کار پخش شد. او پس از خروج از بخش سینما نیز به کارهای صنفی پرداخت تا اینکه ناگهان دری به تخته خورد و او معاونت سینمایی شد آن زمان او راهی را که شروع کرده بود ادامه داد و در این دوره مردم با روش‌های جدید کار سینمایی آشنا شدند. او می‌خواست سینما را از وابستگی به دولت آزاد کند و از کیفیت سینما مراقبت کند. همیشه می‌گفت سینما نباید مجیزگوی قدرت باشد و نباید تنها به دنبال پول بگردد و سینمای مصلحانه همیشه تکیه‌ کلامش بود. او اهالی سینما را وارد کار سینما کرد و نخواست سینما همیشه کلیشه‌ای و بخشنامه‌ای بماند. با وجود فشار زیادی که رویش بود، سعی کرد فضای تازه‌ای در سینمای ایران ایجاد کند. خواست تجربیات تازه در سینما به وجود بیاورد . سینمای ایران را به زندگی ایرانی نزدیک کند و سینما تصویری از زندگی ملت باشد. چیزی که بسیار سخت است و هر کسی می‌داند سخت‌تر از بازسازی زنده واقعیت چیزی وجود ندارد. امیدوارم سینمای ایران راه خوب و درست خود را که سیف‌الله داد می‌خواست در آن راه قدم برداریم دوباره بیابد.

* فرمان‌آرا: ایمان راسخ داد را آرام می‌کرد
-----------------------------------------------------
«بهمن فرمان‌آرا» سخنران بعدی این مراسم بود که پس از حضور بر صحنه در سخنانی گفت: وقتی مازیار میری با من تماس گرفت تا در مورد سیف‌الله داد صحبت کنم، پرسیدم چرا من؟ چون داد، دوستان قدیمی و خوبی داشت و من ته صف بودم اما بعد به این فکر کردم او به گردن من حق دارد و فیلمسازی بعد از انقلاب من را او کلید زد.
فرمان‌آرا افزود: چند روز پس از تصدی معاونت سینمایی توسط آقای داد، او من را خواست و فکر کردم که چقدر خوب است حالا او به من پروانه ساخت می‌دهد و ساخت فیلم را شروع می‌کنم. آن زمان فیلمنامه‌ای داشتم به نام «من از عباس کیارستمی متنفرم» و داد دو ساعت با مقدار زیادی مهربانی برای رد کردن این فیلمنامه وقت گذاشت و دیگر جای از کوره در رفتن را برای من باقی نگذاشت.
در انتهای جلسه گفت: اول کار ماست. اگر شلوغ کنی می‌توانی این فیلم را بسازی اما پس از آن دیگر نمی‌توانی فیلم بسازی. در انتهای همان جلسه بود که من فکر داستان فیلمسازی که نمی‌تواند فیلم بسازد و از مرگ خود فیلم می‌سازد به ذهنم رسید و پس از چند روز افسردگی طرحی نوشتم و آن را برای سیف‌الله داد بردم. در راه دفترم بودم که با من تماس گرفتند و بلافاصله از من خواستند به دفتر داد برگردم . او به من گفت کاش زودتر این فیلمنامه را به من می‌دادی و من گفتم تازه این سناریو به ذهنم رسید. او هم از من خواست فیلمنامه کامل را بنویسم و فیلم را بسازم و اینگونه شد که «بوی کافور عطر یاس» را ساختم و این در حالی بود که حمله‌های زیادی به او شد. «خانه‌ای روی آب» را هم در زمان او ساختم گرچه این فیلم سه معاونت سینمایی عوض کرد تا اکران شد! پس از اینکه او از وزارت ارشاد بیرون آمد، به او گفتم حالا که صاحب منصب نیستی بیا رفیق باشیم و از آن زمان، رفاقتی بین ما شکل گرفت که البته خیلی زیاد نبود اما همیشه بود.
فرمان‌‌آرا در ادامه با اشاره به زمان بیماری سیف‌الله داد، گفت: پس از فیلم «یک بوس کوچولو»، شجاع‌نوری از بیماری سیف‌الله داد به من گفت و پیشنهاد کرد برای دیدنش به بیمارستان بروم. انتظار داشتم او از این وضعیت بیماری خشمگین باشد اما آن زمان آدمی آرام، لبخند به لب و بسیار دوست‌داشتنی بودند و وقتی آمدم بیرون از خودم پرسیدم چرا او آنقدر راحت است و بلافاصله گفتم ایمان راسخ او را آرام کرده و این شناختی بود که از سیف‌الله داد داشتم.
وی افزود: نسل من و داد نسلی بسیار آرمان‌گرا و به دنبال آرمان شهر است که به خاطر آن حاضر بودیم هزینه بدهیم. او همیشه فردی با سرزندگی بود همیشه در اعیاد مذهبی اولین تبریک را او می‌گفت.
فرمان‌آرا گفت: با وجود این که در کارهای صنفی کیلویی حسادت در وجود آدم جمع می‌شود اما یک جو حسادت هم در دل داد نبود و مشابه این آدم‌ها کم پیدا می‌شوند.

* عسگرپور: آثار داد برای ملتی کافی است
--------------------------------------------------------
به گزارش فارس، «محمدمهدی عسگرپور» مدیر عامل خانه سینما آخرین سخنران این برنامه بود که در سخنان خود گفت: در جلسه امشب، صحبت‌ها به شکلی بود که گویی اگر از سینمای نجیب صحبت می‌شد، حرف از داد بود یا برعکس. امروز به دلیلی فهرست فیلم‌های شاخص بعد از انقلاب را مرور می‌کردم و دیدم فهرست‌هایی از این دست چقدر به درد می‌خورند اما دلم از یک لحاظ گرفت چون آدم با دیدن این فهرست می‌خواست پرواز کند. در این فهرست فیلم‌های ارزشمندی بود که تلاش بسیاری برای ساخت‌شان شده بود و ما حالا مجموعه ارزشمندی از این فیلم‌ها داریم البته روزگاری در مورد این فیلم‌ها اظهار نظرهای مختلفی می‌شد و ما می‌گفتیم این اظهار نظرها ارزشی ندارد اما انگار حالا این اظهارنظرها بسیار ارزشمند شده و گویی بذر نومیدی بسیار قدرتمندی در سینمای کشور پاشیده شده. متاسفانه امروز اظهارنظرها روز به روز هم بیشتر می‌شود و عده‌ی زیادی حرف بازگشت سینما به انقلاب را می‌زنند گویی سینمای ما چیزی جدا از انقلاب و جامعه ماست. اسامی سازندگان فیلم را هم در این فهرست می‌دیدم و دو فیلم سیف‌الله داد هم در آن بود. او آثار کمی ساخت اما آثارش برای ملتی کافی است.
وی در ادامه افزود: سیف‌الله داد زیاد کار نکرد و افرادی که زیاد کار نمی‌کنند، چند دسته‌اند. کسانی که کم کارند و هیچ خبری از آنها نیست. افرادی که کم کارند اما حضورشان حس می‌شود و همیشه می‌خواهید به سوی‌شان بروید و با آنها مشورت کنید و افرادی که کم کارند ولی بسیار متوقع و نظریه‌پردازند ولی نظریات آن دو سه جمله بیشتر نیست. شاید قسمت ما این است که در این مقطع از زندگی خود شاهد تمام این دسته‌ها و آدم‌ها باشیم.
عسگرپور گفت: «سیف‌الله داد» از دسته دوم بود و من خودم برای هر کاری و هر مشورتی، به او رجوع می‌کردم. روحش شاد، کاش امثال او در سینمای ایران باشند و اگر هستند و ما نمی‌شناسیم‌شان پیدایش کنیم. امیدوارم در ماه‌های آینده، جلسات و مراسم‌های دیگری داشته باشیم که این حال و هوای فعلی ما به نشست‌هایی بدل شود برای هم‌گرایی هر چه بیشتر در سینما.

* اهدای تندیس شب کارگردانان به همسر سیف الله داد
----------------------------------------------------------------------
در ادامه علیرضا رئیسیان، محمد مهدی عسگرپور و مهدی کرم‌پور بر روی صحنه رفتند و همسر سیف‌الله داد به نمایندگی از خانواده‌اش برای دریافت لوح تقدیر سیف‌الله داد به روی صحنه رفت.
وی گفت: ممنون از کسانی که این شب خوب را در یادبود سیف الله داد تدارک دیدند و ممنونم از مدیریت این محل که زمانی من و سیف‌الله داد در آن با هم همکار بودیم و سال‌های خوب و پرخاطره‌ای را در آن گذراندیم مطمئنم روح او در اینجاست و مثل من از همه دوستان و برادرانش به خاطر همکاری‌ها و همدلی‌هایشان ممنون است.

* حاشیه‌ها
- قبل از مراسم افطار و در زمان آن باد شدیدی در محوطه باغ فردوس می‌وزید اما این باد مشکلی در برگزاری مراسم ایجاد نکرد.
- علیرضا رئیسیان با اشاره به حضور محمدرضا جعفری‌جلوه در این جلسه، وی را تنها مدیری خواند که همیشه در مراسم کانون کارگردانان حضور دارد.
- علیرضا داوود‌نژاد در زمان سخنرانی آب خواست برای او 2 لیوان آب آوردند و بعد از خوردن لیوان دوم آب گفت: این یکی خنک‌تر بود.
- وقتی فرمان‌آرا برای سخنرانی به روی صحنه رفت گفت چرا برای کسانی که کوتاه حرف ‌می‌زنند آب نمی‌آورید. او در این مراسم با ظاهر تازه‌ای حاضر شده بود.
- پوستری از سیف‌الله داد در ورودی به محوطه باغ فردوس وجود داشت که تمام مهمانان آن را امضا کردند و در پایان به خانواده سیف‌الله داد تقدیم شد.
- پایان مراسم و زمان صرف شام، نم باران در محوطه باغ فردوس فضا را لطیف‌تر کرد.
- در پایان مراسم نسخه خوش کیفیتی از فیلم «بازمانده» به صورت 35 میلیمتری اکران شد و کلیپ تقدیر از سیف الله داد در جشن خانه سینما نیز در محوطه سینمای باغ فردوس به نمایش درآمد.

/ 0 نظر / 9 بازدید