گفت و گو با آروند دشت آرای کارگردان نمایش «سگ سکوت»

گفت و گو با آروند دشت آرای کارگردان نمایش «سگ سکوت»
باران هیچ وقت ادای کسی را در نمی‌آورد

 

 

 

«هیچ چیز آنگونه که می‌نماید، نیست.» این شاید کامل‌ترین تعریفی باشد که می‌توان از نمایش تازه «آروند دشت آرای » با نام «سگ سکوت» داد. نمایشی که در کنار تمام خصوصیات خویش، اولین نمایشی است که در تماشاخانه ایرانشهر – سالنی که اهالی تئاتر، امید بسیاری به آن بسته‌اند- به اجرا در می‌آید و در عین حال اولین تئاتر خصوصی ایران است. در این نمایش همه چیز تفاوت دارد. از بازی بازیگرانش – حامد بهداد، پانته‌آ بهرام، باران کوثری – گرفته تا موسیقی نمایش و حتی طراحی صحنه. هر چه هست، دیدن نمایش تجربه‌ای متفاوت است. تجربه‌ای که «سگ/ سکوت» نام دارد.

 

با توجه به حرکات موزون این نمایش که بار بخش مهمی از مفاهیم آن را به دوش می‌کشد، چقدر می‌توان «سگ سکوت» را یک تئاتر فرم دانست؟
یک نظریه درباره کارهای هیچکاک وجود دارد که بر اساس آن می‌گویند کارهای او پایان چندگانه دارد. در این تئاتر نیز هر لحظه اتفاقات چند گانه‌ای رخ می‌دهد. هیچ برچسبی به (سگ / سکوت) نمی‌چسبد. نمی‌توانیم بگوییم کاری در ژانر وحشت است یا یک تئاتر تجربی است. فرمیک بودن آن نیز به همین شکل است. ماهی حرف نمی‌زند بیشتر می‌رقصد. او یک کولی است که حرف‌هایش را با بدنش بیان می‌کند. اما حرکات موزون او نیز به شکل خاص نمایش است. در طراحی حرکات معاصر لازم نیست که بازیگر ژیمناست خوبی باشد یا بدنش از چه میزان آمادگی برخوردار باشد، بلکه حرکات او بخشی از زندگی است.

و شما بیشتر مهندسی پازل‌های متنوع این نمایش را بر عهده داشته‌اید تا کارگردانی به شیوه مرسوم؟
صد البته و در کنار مهندسی من در یک پروسه طولانی کار با بازیگر، برخی تکنیک‌ها را با بازیگران تمرین کردم و نتیجه آن تمرینات این نوع بازیگری است که می‌بینید.

چه تکنیک‌هایی؟‌
شما در این نوع نمایش باید چیزهایی را که برای بازیگر کلیشه شده و تثبیت شده است را از او بگیرید. بدن باید از آن شکل همیشگی‌اش بیرون رود. از طرفی بازیگران یوگا و ‌تایچی می‌کنند و ساعت‌ها در جنگلی که نمی‌شناسد راه می‌روند. بازیگری موفق است که در این تمرینات مثلا تمرینات پیاده‌روی در سکوت فعالیت کرده و بیشتر خودش را شناخته باشد. یک بخش دیگر این است که دست بازیگر را برای بداهه باز می‌گذاریم. به همین خاطر است که در یک شب عطا در وسط صحنه می‌میرد، شب دیگر در جایی دیگر. اینها را من فیکس نکرده‌ام. من یک‌سری قوانین را به بازیگران گفته و دست آنها را برای بداهه پردازی باز گذاشتم. در مرحله بعد روی متن،‌دراماتورژی متن و لحن و صدا کار کرده‌ایم. در این کار هیچ کدام از شخصیت‌ها صدا سازی نمی‌کنند، هیچ کس کاراکتر پردازی به آن معنای مرسوم نمی‌کند. همه‌شان خودشان را تقسیم می‌کنند و هر اندازه که صادقانه‌تر این کار را انجام دهند، ‌تماشاگر را بیشتر با خودش همراه می‌کند. چون علاوه بر ادراک، ناخودآگاه تماشاگران را نشانه گرفته‌ایم همین موضوع باعث می‌شود تا این صداقت تاثیر بیشتری بگذارد. بعد از این پروسه فضاسازی را با انرژی انجام می‌دهید. هر صحنه به واسطه گروه شکل می‌گیرد و شما آن را روتوش می‌کنید.

با توجه به این تمرینات دشوار، بازیگران تئاتر آمادگی بیشتری برای ایفای نقش‌ها نداشتند تا سینمایی‌ها یا در نظر داشتید که چهره‌هایی چون باران کوثری و حامد بهداد با خودشان تماشاگر نیز بیاورند؟
قبل از پاسخ به این پرسش لازم است توضیح دهم که کار با پانته‌آ بهرام برای من تجربه یگانه‌ای بود. از طرفی او یک بازیگر با‌تجربه و قدر است اما این توانایی را دارد که در یک پروسه، تمام تجربیاتش را پشت سر گذاشته و مثل یک ظرف خالی آماده پذیرش ایده‌ها شود. ضمن اینکه ظرف خالی یک بازیگر بی تجربه،ظرفی شکننده است، اما این ظرف برای بازیگری مثل «پانته‌آ بهرام» یک ظرف مستحکمی است که می‌شود به آن شکل داد. برخی از تمرینات ما برای بازیگرانی است که مسیری را طی کرده‌اند. اما باران کوثری و حامد بهداد قبل از هر چیز بازیگران خوبی هستند. باران هیچ وقت ادای کسی را در نمی‌آورد. خودش است و به نقش‌ها نزدیک می‌شود. حامد بهداد نیز بازیگر خوبی است و بسیار مناسب برای ایفای نقش عطا. از طرفی فراموش نکنید که تئاتر یک ورک شاپ است. کاری که به وسیله آن بازیگر می‌تواند قدرت بازی خود را افزایش دهد و خون تازه‌ای به رگ‌های خود وارد کند. بنابراین بازیگری که تئاتر کار می‌کند، یک سر و گردن از دیگران بالاتر است. به خصوص اینکه خوشبختانه تئاتر در حال حاضر هنوز تجارت زده نشده است و این اتفاق خوبی است. ‌‌باید توضیح بدهم مه این نمایش نمایشی ست که هر لحظه‌اش با حضور همه گروه شکل می‌گیرد و همه بازیگران در لحظه کار می‌کنند و به هم مر تبطند و نقش اول و دوم نداریم.

و اینکه اینها چهره‌هایی هستند که با خودشان تعداد زیادی تماشاگر می‌آورند هم موثر بوده است؟
صد در صد. شما وقتی می‌خواهید نمایشی را به روی صحنه ببرید که بازاریابی تئاتر مهم است به بازیگران محبوب فکر می‌کنید اما ما از کسانی دعوت کردیم که همگی دغدغه بازیگری دارند و ویترین صرف نیستند.

به نظر می‌رسد که شما در صحبت‌هایتان، شائل بیشتری برای بازیگران تئاتر نسبت به سینماگران قائل می‌شوید.
به هیچ وجه نمی‌خواهم حکمی قطعی صادر کنم، اما متاسفانه سینما در حال حاضر تجارت زده شده است. بسیاری از بازیگران سینما، خودشان را بزک می‌کنند و ژست‌هایی می‌گیرند تا خود را در قاب‌های تجاری سینما قرار دهند و در این میان تنها چیزی که اهمیت ندارد، خود بازیگری است. در حالی که برترین و بزرگ ترین بازیگران دنیا مدام در حال تازه کردن خودشان هستند. از طرفی من این جنگ بین بازیگران تئاتر سینما و تئاتر در ایران را من نمی‌فهمم. به نظر من بازیگر، بازیگر است و باید هر سه مدیوم تئاتر، سینما و تلویزیون را شناخته و نسبت به آن سواد داشته باشد.ضمن اینکه هر روز در دنیا نظریات جدیدی درباره بازیگری مطرح می‌شود که بازیگر باید نسبت به آنان آشنایی پیدا کند و نسبت به درآمدی که دارد، با حضور در کارگاه‌های بازیگری دنیا خود را تازه کند، آموزش‌های لازم را ببیند و به دیگران منتقل کند. بازیگری تنها ژست گرفتن برای مجلات و روزنامه‌ها یا مصاحبه‌های عجیب و غریب نیست. اگر قرار باشد در تاریخ بازیگری کشور ماندگار شویم، لازم است تا این زحمت‌ها را بکشیم. این به آن معنا نیست که هر بازیگر سینمایی ناگزیر به حضور در تئاتر است، به خصوص اینکه اهالی تئاتر با وجود آنکه من بیش از 10‌سال است که در این عرصه مشغول فعالیت هستم، هنوز من را خودی نمی‌دانند. اما می‌خواهم بگویم که برای تمام بازیگران لازم است تا تجربه‌های متعددی را از سر بگذرانند.

سال‌هاست که در تئاتر ایران، بحث تئاتر خصوصی وجود دارد، بدون اینکه نتیجه‌ای در پی داشته باشد، چطور توانستید نخستین تئاتر خصوصی در ایران را به روی صحنه ببرید؟
کار بسیار دشواری بود. من به‌خاطر تحصیلاتم و ورک شاپ‌های متعددی که در زمینه بازار‌یابی از سر گذرانده‌ام. سال‌ها پیش به مرکز هنرهای نمایشی نیز پیشنهاد دادم تا بازار‌یابی در تئاتر را مطرح کنند که متاسفانه کسی توجهی به آن نکرد. تنها لازم است که این تماشاگران را بشناسیم، برایشان بانک اطلاع رسانی پیدا کرده و به آنان اطلاع رسانی کنیم. ما برای پیدا کردن اسپانسر تلاش بسیاری که قریب پنج سال طول کشید، انجام دادیم تا سرانجام این اعتماد سازی را ایجاد کردیم که برای آن سرمایه گذاری کنند. اگر این پروژه با شکست مواجه شود، مطمئن باشید که جریان تئاتر خصوصی برای چندین سال به تعویق خواهد افتاد.


گفتگو: سما بابایی، روزنامه اعتماد ملی، شماره ۹۸۰، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸

/ 0 نظر / 7 بازدید