گزارش باران سینما از نشست نقد و بررسی سگ سکوت ویژه‌ی خبرنگاران و منتقدان

گزارش باران سینما از نشست نقد و بررسی سگ سکوت ویژه‌ی خبرنگاران و منتقدان

 

باران سینما - چهارشنبه، 28 مرداد نشست نقد و بررسی نمایش «سگ سکوت» پس از اجرای این نمایش در تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد.

در این نشست جمعی از اهالی تئاتر و هنر و منتقدان مانند امید روحانی، پیام دهکردی و مهرداد صدیقیان حضور داشتند و عباس غفاری به عنوان مجری نشست را هدایت می‌کرد. از عوامل تولید آروند دشت‌آرای (کارگردان)، طلا معتضدی (نویسنده و دراماتورژ)، آرمان جعفری (تهیه‌کننده)، عبدالخالق مصدق (طراح نور) و پانته‌آ بهرام، بابک حمیدیان، حمیدرضا فلاحی و داریوش فائزی به عنوان بازیگر حضور داشتند و باران کوثری و سارا ریحانی غایب بودند.

در ابتدای جلسه عباس غفاری، مجری نشست گفت که سوال‌ها را در طول نشست مطرح کنید و برای 10 دقیقه آخر نگذارید.

سپس آروند دشت‌آرای مقدمه‌ای را درباره سگ سکوت گفت: «چند فاکتور مهم برای شکل‌گیری تئاتر سگ سکوت وجود دارد. این نمایش با تلاش، کار و برنامه‌ریزی اعضای گروه برگزار شد و ما از 5 سال پیش شروع کرده‌ایم تا به سمت تئاتر خصوصی و جذب اسپانسر برویم که در این راه آقای جعفری همراهمان شدند. ما نمی‌خواهیم که هنرمند برای اجرای نمایش دست گدایی به سوی دولت دراز کند و خوشبختانه سگ سکوت در ماجرای تئاتر خصوصی سربلند بیرون آمده است.»

پس از این مقدمه، قرار شد که ابتدا درباره‌ی نمایشنامه و متن صحبت شود، سپس کارگردانی و بازیگری و در نهایت سایر عوامل.

دکتر امید روحانی درباره متن صحبت‌هایی را مطرح کرد و درباره سیر نوشتن و تکامل متن پرسید.

طلا معتضدی، نویسنده و دراماتورژ درباره سیر متن گفت: «ابتدا یک متن اولیه داشتیم و هر بازیگری با خودش یک پرسوناژ می‌آورد. متنی که ابتدا نوشته بودم، با متنی که در حال حاضر اجرا می‌شود، بسیار تفاوت دارد. در متن اولیه یک سری کاراکتر داشتیم، مثلا با حضور باران کوثری یکی از کاراکترها به کاراکتر دیگری تبدیل شد. کل داستان یک خانه بود و یک خواهر و برادر و یک ماهی که در این خانه کشته می‌شود. متن اولیه باز بود.»

بعد از این توضیحات، روحانی سوالی درباره خوب یا بد بودن این متن و متن اولیه نسبت به هم مطرح کرد که معتضدی پاسخ داد: «این متن بهتر شده است. در طول تمرینات، من و بازیگران با هم صحبت می‌کردیم و من تغییراتی را در متن ایجاد می‌کردم.» در ادامه صحبت‌های معتضدی، آروند دشت‌آرای توضیح داد: «این نمایش دو بخش داشت، یک بخش اجرا و یک بخش ایده‌های اجرایی. در طول تمرینات نویسنده در کنار گروه بود. ایده‌ها از بازیگرها جمع‌آوری می‌شد و به نویسنده انتقال می‌یافت و از فیلتر نویسنده عبور می‌کرد و دوباره به گروه منتقل می‌شد. این کار تا جایی ادامه پیدا کرد که دیگر فهمیدیم که کار تقریبا کامل شده است.»

سوالی بعدی را هم امید روحانی درباره‌ی پیچیده‌تر شدن یا ساده‌تر شدن متن نسبت به متن اولیه مطرح کرد. معتضدی در پاسخ گفت: «متن روان‌تر شده است. برای نوشتن، یک بخش‌هایی از متن را خالی گذاشتیم و یک سری تماشاگر آزمایشی آوردیم و بخش‌هایی را عوض کردیم. به طور مثال، کاراکتری داشتیم به نام «مرد» که با آمدن باران، تغییر کرد.» آروند در ادامه گفت: «بعضی از بخش‌های نمایشنامه را خالی گذاشتیم تا تماشاگر، خودش تحلیل و تفسیر کند.»

یکی از منتقدان درباره‌ی ایجاد فضای وهم‌آلود و اینکه در این کار نورپردازی کاراکتر دارد و عناصر صحنه با هم مرتبط هستند، صحبت کرد. اما در ادامه گفته که ادبیات شعرگونه است و اینکه آیا اتحادی بین ادبیات و عناصر صحنه دیده می‌شود؟

در پاسخ به این پرسش، دشت‌آرای جواب داد: «در این کار قرار نیست تماشاچی کار را تسخیر کند، بلکه قرار است تماشاچی تسخیر شود.» دشت‌آرای ادامه داد: «این فضا از چند کره‌ی مختلف تشکیل شده، تم، تماشاگر، ادبیات، بازیگر و حضور فیزیکی بازیگر و فضاسازی و از تداخل این کره‌ها است که فضایی ایجاد می‌شود که تماشاگر را تسخیر می‌کند. ما در این نمایش، جهان ادبی متن را کشف کردیم. که همه‌ی این‌ها در خدمت فضاسازی کلی است. در این نمایش شبکه‌ای از نشانه‌ها وجود دارد که تماشاگر با توجه به علایق و تفکراتش این شبکه‌ی نشانه‌ها را به هم متصل می‌کند.» دشت‌آرای در ادامه صحبت‌هایش اضافه کرد: «این خط قصه ساخته شده تا بتواند فضاسازی کند و در حقیقت این نمایش فضاساز است و تماشاگر را در خودش و در فضای نمایش قرار می‌دهد. به واسطه‌ی این فضاسازی نمایش وارد ناخودآگاه تماشاگر می‌شود و تماشاگر را در وسط نمایش قرار می‌دهد. در این کار تماشاچی‌ها خواب می‌بینند و کانسپت و مفهوم اصلی این فضاسازی، گم شدن مرز توهم و واقعیت است.»

در ادامه‌ی بحث منتقد دیگری درباره‌ی الگوی نمایش صحبت کرد و این که این نمایش نشانه‌های الگوهای سنتی را تعریف می‌کند و این فضا درگیر الگوی سنتی است و بر این اساس یا باید به سمتی می‌رفتید که نشانه‌ها رو حذف می‌کردید و یا به سمتی می‌رفتید که نشانه‌ها رو منتشر می‌کردید.

آروند پاسخ داد: «در ادبیات نمایشی، یک مثلث داریم. یک راس مثلث رئالیسم داریم، مانند کارهای واقع‌گرا و راس دیگر مثلث غیررئالیسم است و راس پایانی، پست مدرنیسم. ما بر اساس پست مدرنیسم کار می‌کنیم. در این صورت نمایش با مخاطب ارتباط ناخودآگاه برقرار می‌کند و تماشاگر با حواس دیگرش کار را درک می‌کند.» پانته‌آ بهرام، بازیگر «سگ سکوت»، ادامه داد: «این کار این فرصت را به تماشاگر می‌دهد تا انتخاب کند که از چه ادارکی و با چه اندازه‌ای می‌خواهد استفاده کند. این جور نمایش‌های تجربی، فرصتی است برای تماشاگر تا عادتش را تغییر بدهد. در این نمایش تماشاگر از عوامل کار چیزی نمی‌خواهد، بلکه با ادراکش به ما می‌گوید که از من چه می‌خواهید.»

بابک حمیدیان پس از این صحبت‌ها گفت: «تئاتر تجربی می‌تواند داستان پیچیده‌ای نداشته باشد و چیزی که من از تئاتر آروند یاد گرفتم این بود که اگر هر تماشاچی یک تصویر متفاوت از این تئاتر بیرون ببرد، آن نمایش برنده خواهد بود.» حمیدیان در رابطه با بازی به جای حامد بهداد گفت: «من اکثر کارهای حامد بهداد را تقلید می‌کنم، چون فرصتی ندارم.»

غفاری، مجری نشست، مطالبی را درباره وجود روایت در «سگ سکوت» مطرح کرد و طلا معتضدی پاسخ داد که هر اثری یک روایت دارد. بابک حمیدیان به این بحث اضافه شد: «صحنه‌های نمایش، یک سری پازل‌های منتشر شده هستند که می‌توانی این‌ها را بگیری و طوری که دوست داری کنار هم بچینی.»

آروند دشت‌آرای بحث فضای رئالیستی و غیر رئالیستی را مطرح کرد: «صحنه‌های سگ سکوت با یک فضای رئالیستی شروع می‌شود، مثل چای نوشیدن، سبزی خرد کردن و آب هویج گرفتن و سپس وارد یک فضای غیر رئالیستی می‌شود و دوباره به فضای رئالیستی برمی‌گردد.»

در نیم ساعت پایانی نشست، عبدالخالق مصدق، طراح نور درباره‌ی نورپردازی این کار توضیحاتی داد: «در این کار نور فضاسازی می‌کند. تصاویر ساخته می‌شوند و فهم و درک نمایش دست شما است. دو خط ممکن است موازی هم باشند و هم شکل باشند، اما هم معنا نیستند. رنگ‌ها مفهوم دارند و هر رنگی یک حس را منتقل می‌کند، مثلا رنگ بنفش حس ترس و توهم را ایجاد می‌کند. این دنیای توهم‌زا برای شما است و شما هم در این دنیای توهم‌زا شریک هستید. ما در این کار انسان داریم و توهم و سه زمان، گذشته، حال و آینده. آینده‌ای که همه‌ی آدم‌ها از آن می‌ترسند و این ترس همیشه با شما است با آینده‌های مختلف.»

سپس پیام دهکردی وارد بحث شد و توضیحاتی را درباره سگ سکوت بیان کرد: «این نمایش یک داستان بسیار ساده است که خوب روایت شده. تصاویر، تصاویر بدیعی هستند.» دهکردی بحث بازیگری را پیش کشید: «در این کار یک جنس بازیگری می‌خواست که بابک حمیدیان به آن جنس بازیگری مسلط است. این نمایش فاقد راوی است و شامل اتفاقاتی است که بخشی از آن اتفاقات نیست و مخاطب باید آن رویدادها را تصور کند و به نظر من این کار اتفاق خجسته‌ای است.» و دهکردی در پایان اضافه کرد: «اما ای کاش آن قصه به این شکل فراموش می‌شد و یک سری گزارش‌هایی را می‌دیدیم که همراه با نورپردازی فوق‌العاده، همه چیز دارای هارمونی می‌شد.»

در پایان آرمان جعفری، تهیه‌کننده نظرش را درباره کار گفت: «معنی نقد مدرن این است که هر اثر با نقد خودش کامل می‌شود و هر آدمی می‌تواند دید خودش را به اثر داشته باشد، مثلا یک سیاستمدار یا یک خبرنگار.»

 

گزارش: میلاد قزللو، باران سینما

/ 0 نظر / 17 بازدید