بازی نور در شب / نقدی بر نمایش «سگ سکوت»

بازی نور در شب

نقدی بر نمایش «سگ سکوت»

 

باران سینما – میلاد قزللو: سرانجام نمایش «سگ سکوت» پس از دو هفته تاخیر و دیرکرد، 16 تیر در سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه رفت و خوشبختانه دیگر به تعویق نیفتاد، حتی به خاطر آلودگی هوا.

«سگ سکوت» داستان مردی به نام عطا را روایت می‌کند که پس از سال‌ها به خانه‌اش باز می‌گردد و اتفاقاتی بعد از حضورش در آن خانه روی می‌دهد.

این نمایش در ژانر وحشت، فانتزی و سوررئال قرار گرفته و در زمانی به طول 90 دقیقه اجرا می‌شود.

سالن شماره 2 تماشاخانه ایرانشهر، دارای 5 بلوک است و هر بلوک دارای 5 ردیف که برای نمایش سگ سکوت، 3 بلوک در نظر گرفته شده است و صحنه نمایش میان تماشاگران واقع شده و فاقد پرده است. به دلیل نوع چیدمان صندلی‌ها تماشاگران تسلط فراوانی روی صحنه و حرکات بازیگران دارند و نمایش، مخاطبان را با خود همراه و درگیر می‌کند.

نکته‌ی جالب این نمایش حضور همه‌ی بازیگران از ابتدای شروع نمایش روی صحنه است که آرام آرام خودشان را از پس لوازم صحنه‌ای که آنها هم از ابتدا روی صحنه قرار دارند، نشان می‌دهند. در «سگ سکوت» دیگر پرده، زمان روایت را عوض نمی‌کند، بلکه با نورپردازی و روشن و تاریک شدن صحنه، زمان داستان تغییر می‌کند.

داستان سگ سکوت، داستانی یک خطی است، و بدون بالا و پایین و بسیار ساده روایت شده است. در این داستان، زمان نقش مهمی را ایفا می‌کند و در حقیقت زمان است که شخصیت‌ها و داستان را به جلو می‌برد.

در «سگ سکوت» داستان به صورت مستقیم روایت نمی‌شود، بلکه به واسطه‌ی حضور شخصیت‌ها بازگویی می‌شود و در این بازگویی‌هاست که به هسته‌ی اصلی داستان می‌رسیم.

«سگ سکوت» که داستانی را در ژانر وحشت روایت می‌کند و بیشتر معماگونه است تا ترسناک، نتوانسته از عناصر ترس ایرانی استفاده کند و بیشتر متکی بر عناصر وحشت ژانر ترس اروپایی است، مثل حضور مردگان به صورت اسکلت، استفاده از پارچه‌ی سفید برای نشان دادن قدمت مکان داستان، استفاده از کارآگاهان خصوصی، که این نشانه‌ها بیشتر به خانه‌های اشرافی دهه‌ی پنجاه ایران نزدیک است اما کارگردان سعی کرده با استفاده از برخی عناصر ایرانی، فضای ایرانی را در داستان نشان دهد، نشانه‌هایی مثل، حوض، قلیان، زنگوله، استفاده از لنگ در لباس بازیگران و موسیقی ایرانی. در حقیقت می‌توان داستان «سگ سکوت» را در مکانی در حال گذار دید، مکانی که هم مدرن است و هم سنتی و شاید بتوان آن را بخشی از جامعه‌ی مدرنیسم سنت‌گرای ایرانی نامید. جامعه‌ای که با استفاده از لوازم غربی و مدرن همچنان پایبند به سنت‌هایش است و برای حفظ سنت‌ها سعی می‌کند، لوازم مدرن را با فرهنگ سنتی به کار بگیرد. چیزی که در داستان نشان داده شده است، که با حضور شخصیت‌های جدید در خانه قدیمی، «طوبا» سعی می‌کند آنها را مانند خودش در گذشته نگه دارد و از خروج آنها از خانه جلوگیری کند.

نکته‌ی دیگر در روایت داستان، صحبت‌های دو مرده است که در ابتدای هر بخش مقدمه‌ی داستان را در آن بخش روایت و برای حضور شخصیت‌ها زمینه‌چینی می‌کنند.

موسیقی این کار بر اساس آواهای سی – چهل ساله‌ی گذشته‌ی ایران است و با صدایی گرفته که شبیه گرامافون‌های قدیمی است، حس و حال کهنگی به داستان می‌دهد.

همه‌ی بازیگران این کار از همان ابتدا در صحنه حضور دارند که به واسطه‌ی حرکاتشان، بخشی از صحنه را پر می‌کنند و در سیر درام تاثیر می‌گذراند. بازیگران این کار تقریبا از حضوری هم اندازه برخوردارند چه «عطا» به عنوان شخصیت اول و چه ...

در «سگ سکوت» بخشی از حضور بازیگران، فقط به اجرای حرکات محدود می‌شود و با دیالوگ بسیار محدود است که مهم‌ترین بخش اجرای حرکات بر عهده‌ی سارا ریحانی است و نقش سایر بازیگران حرکت‌های کمتری را می‌پذیرد.

در این کار از دیالوگ‌های و اکت‌های انفجاری خبری نیست و گفتگوها و اکت‌ها در زمینه‌ی روایی داستان و بنا بر نوع روایت و فضا، بسیار نرم و آرام و کند طراحی شده‌اند و نباید انتظار هیجان زیادی و حرکت‌های ناگهانی داشت.

بازی بازیگران معمولی است و در بعضی مواقع صدایشان، مانند باران کوثری، کمی پایین است.

در کل، می‌توان تئاتر «سگ سکوت» را خوب ارزیابی کرد. گرچه می‌شد با پرداخت بهتر داستان و گسترش بعضی از بخش‌های آن، چذابیت بیشتری را برای مخاطب فراهم کرد.

 

نقد و بررسی: میلاد قزللو، باران سینما

/ 0 نظر / 28 بازدید