مصاحبه ی محمد سلوکی با رضا کیانیان و باران کوثری

چون شما خواستيد ...

بخشي از گفتگوها به دليل ييراهه روي (منظورم از بيراهه روي آن است كه شير حمام به شير جنگل ربط داده شود!)  و يا نامفهوم بودن گفتگوها به صورت ... در آمده اند.

راستي بخش هايي از صحبت هاي رضا كيانيان و باران كوثري در مقايسه با پخش زنده به دليل خاصي حذف شده اند. سلوكي، مجري برنامه، در ارتباط با روز خاصی سؤالاتي را از دو بازيگر دعوت شده به برنامه پرسيد كه آنها پاسخ دادند اگر مشغول به بازي در فيلمي نباشند به كارهاي متفرقه شان مي پردازند. شاید مسئولان شبکه انتظار جواب دیگری را داشتند که این بخش را حذف کردند. اما تا آنجا كه به خاطرم مي رسد صحبت هاي رضا كيانيان درباره ي نمايشگاهي كه برگزار خواهد كرد، و نيز پاره اي از صحبت هاي باران كوثري حذف شدند كه اصلا نمي دانم دليل آن چه بوده است. در جالب ترين لحظه ها از بخش هاي حذف شده، باران كوثري در پاسخ به سلوكي مي گويد به اين دليل نقش اول فيلم مادرش را بازي كرده كه هم استعدادش را دارد و هم دختر بني اعتماد است، در حالي كه بقيه فقط استعدادش را دارند اما دختر بني اعتماد نيستند!

مصاحبه اي با رضا كيانيان و باران كوثري در برنامه ي زنده رود

سلوكي : ... جناب آقاي رضا كيانيان ميهمان عزيز و عاليقدر امروز برنامه ي زنده رود هستن ...

كيانيان : خب من سلام مي كنم به همشهرياي اصفهانيم و خوشحالم كه پيش شمام. البته وقتي ميگم همشهري اصفهاني ... (سلوكي پارازيت فرستاد!)‌ نه آخه علت داره. علتش اينه كه من سال 70 شش ماه اينجا زندگي كردم كنار پل خواجو، و تو يه فيلم زن اصفهاني گرفتم، توي فرش باد و كلش هم توي اصفهان بازي كردم ديگه، لهجه ي اصفهاني هم اونجا داشتم و بعد هم اينكه اصفهان رو خيلي دوست دارم، يعني به نظر من زيباترين شهر ايرانه و خوش به حالتون كه اينجا زندگي مي كنين. يه روزي اگر تمام تشكيلات سينما رو در واقع منتقل كنن به يه شهر، من پيشنهاد مي كنم منتقل كنن اصفهان كه منم بيام اصفهان. چون هم همسرم دوست داره هم پسرم.

سلوكي :‌ ... دوست ندارين بياين اينجا زندگي كنين آقاي كيانيان؟

كيانيان :‌خب نميشه. وقتي كه تمام كاراي سينما تو تهرونه نميشه ما بيايم اينجا.

سلوكي : ... با توجه به اين ليست بلندبالاي فعاليت هنري شما –

كيانيان : -- خب سنم هم بلندبالاس ديگه!

سلوكي : نه آقا نفرمايين. آقاي كيانيان متولد سال 1330 و فارغ التحصيل رشته ي تئاتر از دانشكده ي هنرهاي زيبا هستن و سال 45 كار تئاترو شروع كردن يعني از پونزده سالگي تا به الان و خب حاصل اين فعاليت چندين و چندساله جوايز بسيار، فيلم هاي بسيار بسيار زيبا با حضور ايشون ... همه ي بازيگراي حرفه اي اين رو اذعان مي كنن همينكه مخاطب كار ما رو ديده و لذت برده و يه جايي به ما تبريك گفته از هزار تا جايزه براي ما باارزش تره. همينطوره آقاي كيانيان؟

كيانيان : آره ديگه. خوبه.

سلوكي : ارزش داره. يه جايزه اي آقاي كيانيان شما گرفتين، سيمرغ بلورين بازيگر نقش دو مرد در آژانس شيشه اي؛ اينكه نفر دومين. به نظر شما اين نفر دوم بودنه؟

كيانيان : به هر حال، ببينين هر دوره اي قواعدي داره ديگه، يعني هر جشنواره اي قواعدي داره. به اون قواعد بايد تن بدي. حالا مثلا ممكنه دوست داشته باشي، دوست نداشته باشي. مثل اينه كه براي اينكه شهروند باشي بايد پشت چراغ قرمز وايسي، اگه پشت چراغ واي نستي شهر شلوغ ميشه، يعني كار خودت عقب ميفته ... حالا اينكه شما ميگين اون جايزه ي دومه يا جايزه ي اول، جايزه ي دومه. اسمش هم روشه : جايزه ي دوم.

سلوكي : ... تو قيد و بند اين چيزا هستين؟

كيانيان : ببين. جايزه رو همه دوست دارن. هركس ميگه دوست ندارم فكر مي كنم كه يه جوري داره يه چيزي رو پنهان مي كنه. جايزه خوبه و فكر نمي كنم هيچكس باشه كه از جايزه بدش بياد. اما اينكه تمام زندگيتو متمركز كني كه يه كارايي بكني كه فقط جايزه بگيري، اون بده، به نظر من. يعني ما بايد كار خودمونو بكنيم. خب جايزه هم دادن، خيلي عاليه و اگه ندادن ما كار خودمونو كرديم ... به هر حال، مثلا يه كاسب مي تونه كم فروشي كنه، يه بازيگر هم مي تونه كم فروشي كنه. كه مثلاً فكرش ده جا باشه، يه نقش هم بازي كنه. اونو من بهش ميگم كم فروشي.

سلوكي : آره، واقعاً هم همينطوره.

كيانيان : مثلاً من هيچوقت تو زندگيم همزمان دو تا فيلم كار نمي كنم.

سلوكي : جداً؟!

كيانيان : آره. يعني يه فيلم بايد تموم بشه و بعد كه خيالم راحت شد، يه مدت كوتاهي استراحت مي كنم، بعد اگر فيلم بعدي در كار بود، بازي مي كنم. يعني دو تا رو با هم كار نمي كنم. چون وقتي دو تا كار مي كني به هر حال مگه چند نفريم ما؟ ما يه نفريم ... من انرژيم رو تقسيم نمي كنم. نه به علت اينكه بگم من مثلاً چه جور آدمي ام ... به دليل اينكه خودم حالم بد ميشه. يعني خودم عصبي مي شم. براي اينكه وقتي من مي خوام يه نقشي رو بازي كنم، بايد كامل و در واقع تمام، اون نقش رو بازي كنم. و اگر هم پرونده ي كاري منو ديده باشي، من نقش هاي خيلي متفاوتي رو بازي كردم. در نتيجه وقتي كه نقش متفاوت بازي مي كنم، بايد خيلي روش متمركز باشم. ولي يه نقش تكراري رو وقتي بازي مي كني، آره، همزمان مي توني سه جا هم بازي كني، چون در واقع همونو ميري يه جاي ديگه با يه كس ديگه ... خيلي از فيلم ها اينجوريه. مثلا تو يه فيلم من دارم با شما حرف مي زنم، تو يه فيلم ديگه رومو مي كنم مثلا با يه نفر ديگه حرف مي زنم. چون نقش به اصطلاح متفاوتي رو بازي نمي كنم. همون نقشو دارم تكرار مي كنم ...

***

سلوكي : ... در خدمت جناب آقاي رضا كيانيان بوديم و با هم گپ زديم و در مورد موضوعات مختلف صحبت كرديم. يه موضوع جالبي هم مطرح شد از جانب آقاي كيانيان، اون هم نقشي بود كه يك بازيگر جوان، يك بازيگري كه سن زيادي نداره اما تجربه ي زيادي داره در كار بازيگري، از خودش نشون داد توي يه فيلم خيلي خيلي خوب كه امسال در جشنواره ديده شد و توي يه سريالي كه چند وقت پيش هم پخش شد به اسم صاحبدلان رو ديديم و توي تلفن هايي هم كه شنيديم از او دعوت شده بود تا در برنامه ي امروز در زنده رود حضور پيدا كنه. سركار خانم باران كوثري هم همراه ما هستن. خانم كوثري خيلي خوش آمدين. روزتون به خير باشه، تشكر مي كنم از حضورتون. خواهش مي كنم.

باران كوثري : من هم سلام عرض مي كنم خدمت همه ي بيننده هاي عزيز، مردم عزيز اصفهان، خيلي ممنونم از اين لطفي كه به من داشتين و خيلي افتخار مي كنم در خدمت آقاي كيانيانم اينجا، هستم در خدمتتون.

سلوكي : ... پيش از اينكه شما تشريف بيارين، با جناب آقاي كيانيان كه در مورد موضوع بازيگري صحبت مي كرديم، به يكي از موضوعاتي كه اشاره كردن، ايفاي نقش خوب شما در خون بازي بود كه امسال هم توي جشنواره ديديم. خيلي هم مورد استقبال قرار گرفت ... بهتون تبريك ميگم كه هم به خاطر خون بازي و هم به خاطر روز سوم مورد توجه خاص قرار گرفتين و خداروشكر جايزه ي بهترين بازيگر رو هم دريافت كردين ... امروز اين افتخار رو دارم كه در كنار جناب آقاي كيانيان باشم و سركار خانم كوثري كه يه جمله ي خيلي قشنگي از ايشون شنيدم وقتي رفتن جايزه رو بگيرن كه گفتن دلم مي خواد با گرفتن اين جايزه يك هزارم اون چيزي كه تا به حال به داشتم پدر و مادرم افتخار مي كردم اون ها اين دفعه به داشتن من افتخار كنن. درسته؟

رضا كيانيان : و ما افتخار مي كنيم به داشتن خانم باران كوثري. يك بار من حدود 12 سال پيش يه مقاله اي نوشتم كه توي سرمقاله ي مجله فيلم چاپ شد به عنوان "بحران بازيگري در سينماي ايران" كه يه توضيحاتي دادم در مورد اينكه بازيگران جوون ما ديگه اون موقع وجود نداشتن، و همه مجبور بودن بگردن دنبال نابازيگر تا مثلا براي نقش جوونشون به اصطلاح به اونا مراجعه كنن. ولي دو سه سال پيش باز يه مقاله نوشتم كه در واقع درود گفتم و خوش آمد گفتم به بازيگراي جوون مون از جمله خانم باران كوثري. براي اينكه واقعاً بازيگراي خوبي ان و حالا وقتي كه اين نسل هستن من با خيال راحت ميرم.

سلوكي : ... خانم كوثري، شما با شنيدن اين حرفهاي محبت آميز از طرف يه پيشكسوت و يك بزرگتر مثل جناب آقاي كيانيان چه احساسي بهتون دست ميده؟ چه حالي پيدا مي كنين؟

باران كوثري : قطعاً خيلي خوشحال ميشم، خيلي زياد، فكر مي كنم كه يه كوچولو اون راهي رو كه مي خواستم برم درست رفتم كه به هر حال واقعاً يه استادي مثل آقاي كيانيان تأييد مي كنن اين مسير رو، و خب مسئوليت آدم هم بيشتر ميشه ديگه، وقتي اين بازيگراي بزرگ ميگن كه ما حالا واقعا خيالمون راحته كه بازيگراي جوون تر هستن يعني چي؟ يعني ما بايد جاي اينا رو پر كنيم كه خيلي كار سختيه.

كيانيان : پر مي كنين!

سلوكي : البته با كسب تجربه هايي كه از جناب آقاي كيانيان و بزرگاني چون ايشون باقي خواهد بود براي هميشه. يه سئوالي كه براي من هست اينه كه حضور شما در خانواده اي كه پدر شما جناب آقاي كوثري خودشون يكي از مفسرين، و يكي از ورزشكاران، و يكي از تهيه كنندگان بزرگ سينما هستن، سركار خانم بني اعتماد مادر شما. حضور شما در اين خانواده بهتون كمك كرد كه باران كوثري اي بشه كه توي سن بيست يكي دو سالگي بخواد جايزه بگيره؟ يا اينكه نه، اون موضوع يه بخش ديگه ي زندگي شما بوده و اصلا خودتون به شخصه به اين فضا علاقه داشتين؟

باران كوثري : به شخصه علاقه داشتم ولي هميشه گفتم، فكر مي كنم اگه تو خانواده اي غيرسينمايي به دنيا ميومدم شايد هيچوقت كارم سينما نمي شد واقعاً. براي اينكه هم تو محيط سينمايي بزرگ شدم، حالا آقاي كيانيان هم مي دونن، وقتي كار آدم سينماس، يه بخش جدايي از زندگي آدم ميشه و آدم مجبوره سينمايي زندگي كنه. براي همين خب من تو اين محيط بزرگ شدم و بعد اون چيزي كه تو سينما خيلي برام جذاب بوده هميشه نوع نگاه پدر و مادرم به سينما بوده و اونجور كه از جون و دل هميشه كار كردن. همين ديگه!

سلوكي : خواهش مي كنم ...

***

باران كوثري هنگام دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن براي فيلم هاي «خون بازي» و «روز سوم» : از تك تك بازيگراي روز سوم ممنونم، براي همه ي كمك هايي كه بهم كردن و از تك تك عوامل خون بازي، به خاطر همه ي رعايت و لطفي كه در حق من در طول فيلمبرداري كردن، و يه تشكر خيلي گنده بايد بكنم از پدر و مادرم براي همه چيز. فقط اميدوارم با گرفتن اين جايزه يك هزارم اون چيزي كه من هميشه به داشتن اونا افتخار كردن، حالا اونا بتونن به داشتن من افتخار كنن.

***

سلوكي : ... توي اون بخشي كه جوايز رو دريافت مي كردن، چهره ي جناب آقاي جهانگير كوثري هم بود؛ يك بغض، يك شادي، يك شور، يك هيجان، و يك اتفاق خاص. دو تا سئوال. يكي اينكه قبل از اينكه جايزه رو بگيرين خودتون خبر داشتين؟

باران كوثري : چند ساعت قبلش بله.

سلوكي : مطمئن بودين يا گفتن شايد؟

باران كوثري : مطمئن بوديم ولي داوري، واقعاً يهو تو يه لحظه ممكنه همه چيز عوض بشه. من هم گفتم نكنه الكي بهم گفتن كه بيام حتما. نكنه اشتباه كردن. من هم خب شنيده بودم ولي مطمئن نبودم.

كيانيان : من اولين سيمرغ بلورين كه گرفتم براي فيلم آژانس شيشه اي بود. ولي هميشه تو ذهنم اين بود كه دوست داشتم و از خدا مي خواستم كه اولين جايزه اي كه به من مي دن برا نقش دوم باشه، بعد در نقش اول باشه. چون من خودم هميشه دوست دارم پله پله برم بالا ...

سلوكي : آقاي كيانيان براي شما اندازه ي نقش ها مهمه؟

كيانيان : اندازه اش نه.

سلوكي : ... مثلا همين الان صحبت شد. باغ فردوس كه با آقاي شايق كار كردين كه توضيح هم دادين در موردش، نمي دونم، خيلي متفاوت بود و شايد اگر به خيلي از بازيگرا مي گفتن، مي گفتن آقا اين كه ديالوگ نداره ...

كيانيان : البته اون فيلم رو من خودم به اصطلاح ديالوگ هاش رو كمتر هم كردم. چون اين فيلم مشخصه اش براي من اين بود كه در واقع يه نقش سراسري بازي مي كنم، تو يه فيلم نود دقيقه اي، ولي سرتاپاي اون فيلم من مثلا دو صفحه بيشتر ديالوگ نداشتم، اگر همه را روي همديگه جمع مي كردن ... خب خيلي از بازيگرا، يعني يه سنت غلطه كه جا افتاده، و فكر مي كنن كه اگر ديالوگ داشته باشن يا ديالوگ بگن دارن بازي مي كنن. ولي تو اين فيلم هيچكس متوجه نشد كه ديالوگ دارم يا ندارم. براي اينكه بودم ديگه. مهم اينه كه شما حضور داشته باشين، يعني ديده بشين، وجود داشته باشين نه اينكه ديالوگ بگين ... در صورتي كه وقتي شما محمد هستي، هرجايي زندگي كني چه حرف بزني چه حرف نزني محمدي ديگه، مثلا اكبر نميشي يهويي ... در واقع اگه آدم نقش رو خوب معماري كنه و بسازه، چه حرف بزنه، چه حرف نزنه، هستش.

/ 1 نظر / 59 بازدید
سامی

اون روز خاص جمعه بوده؟