نسل جادویی به معضلات، گرفتاری ها و دغدغه های جوانان امروزی می پردازد

نسل جادویی به معضلات، گرفتاری ها و دغدغه های جوانان امروزی می پردازد تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: فیلم «نسل جادویی» از جوانانی می‌گوید که با استعداد، خلاقیت، عشق، جسارت، زندگی و آینده را می سازند و می کوشند در همه زمینه های زندگی به موفقیت برسند. فیلم «نسل جادویی» چهارمین فیلم «ایرج کریمی» بعد از فیلم های «از کنار هم می گذریم»، «چند تار مو» و «باغ های کندلوس» است و به دغدغه ها و دل مشغولیهای جوانانی می پردازد که سعی دارند با تکیه بر دانش، جسارت، توان و آینده نگری و کشف استعدادها و نبوغ، آینده این مرز و بوم را بسازند و ثابت کنند که ما ایرانی هستیم و می توانیم بهترین جوانان دنیا باشیم. در نگاه نخست فیلم «نسل جادویی» فیلم ساده و صادق است که سعی دارد با نماد پردازی و به زبان صدا و تصویر به معضلات و گرفتاری ها و دغدغه های جوانان امروزی بپردازد. نسلی که اگر اراده کند قادر به انجام همه کاری است و نشان داده که می تواند فعل خواستن را صرف کند و ترسی از مشکلات، نابرابری ها و نگاه های متحجرانه به خودش ندارد. فیلم «نسل جادویی» نسلی است که به آزمون و خطا انتخاب و تجربه دست می زند «بابک» با بازی «رامبد جوان» جوانی امروزی است که مشکل بیکاری دارد نسبت به همه چیز حساسیت خاصی دارد. وی نه با چشم ظاهری که با چشم دلش می بیند معضلات و گرفتاری ها که در اطراف اوست وی را با خود درگیر می کنند در مقابل او «ژاله» با بازی «هدیه تهرانی» حضور دارد که آدمی هنرمند است که با نگاهی ژرف اندیش و عاری از هرگونه آلودگی آدم ها را با نگاه منصفانه و دیدی واقع گرایانه می نگرد. عاشق طراحی، طبیعت، و گل و گیاه است. «ژاله» در ماندن، جنگیدن، عشق و علاقه به «بابک» سرگردان است و با مشکلات و گرفتاری هایی که در اطراف خود می بیند نسبت به عشق «بابک» تردید دارد. زنی احساساتی که نه با منطق بلکه از غریزه درونی خود برای رو به رو شدن با آدمها و محیطش استفاده می کند. اهل دورویی و تزویر نیست زلال، صادق و صاف است. در صحنه ای از فیلم «ژاله» همراه با دوست خود «فروغ» در کنار استخر آب مشغول گفتگو هستند که «ژاله» تماشاگر را غافلگیر می کند و در میان گفتگوی دو نفره خودش رانشسته در آب می اندازد. در این صحنه نترس بودن و یک جور جنون و بی باکی را در شخصیت «ژاله» شاهدیم. که نشان می دهد او از خطر کردن و اهل ریسک کردن های بزرگ در زندگی است. در خانه بزرگی زندگی می کند وابستگی به گذشته و نیاکان و جدش دارد اما «بابک » آدمی بی خیال است. کاری ندارد تنها دلمشغولی وی رفتن به کافی شاپ و خوردن بستنی است. آدمی که خانواده پدریش او را جدی نمی گیرند و در مقابل نصیحت آنان در مورد این که علاف و بیکار نباشد و به فکر آینده و زندگیش باشد روی تخت خواب لم داده و به تمام حرف ها و حتی می توان به جرات گفت به زندگی و تکرار مکررات دهن کجی می کند. «بابک» آدمی نیست که به گذشته ها فکر کند اهل ماندن توقف و ایستادن نیست در صحنه ای وی مردی را برای خرید خانه بزرگ «ژاله» می آورد. به دلیل بلند پروازیهایی که دارد. قصدش تخریب خانه قدیمی و ساختن برج و آپارتمان است دوست دارد امروزی باشد. برای تغییر کردن خود هیچ واهمه ای ندارد. در ضلع دوم فیلم «نسل جادویی» «کاوه» با بازی «کوروش تهامی» و «فروغ» با بازی «نگار جواهریان» را داریم. نیرو و اراده ای که «فروغ» دارد قادر است اجسام را جا به جا کند. قدرت، تمرکز و نیروی درونی وی به شدت بالاست. آدمی تنها و بی کسی که عاشق کسی بوده که به خارج رفته و او را تنها گذاشته است. «فروغ» آدم وفادار و پاک نهادی است. نسبت به عشقش احساس مسوولیت و ادای دین می کند. «کاوه» هم در مقابل وی آدمی است عین «فروغ» منتها با کمی با اختلافات شخصیتی. اما در کل یکی هستند.
«کاوه» با مادرش زندگی می کند اهل طراحی و نقاشی است احساس و نبوغ دارد نسبت به اطرافش کنجکاو و پرسشگر است و سعی می کند برای هر عملی که انجام می دهد نگاه و دیدگاه خاص خود را داشته باشد. در ضلح سوم فیلم «نسل جادویی» «آویشن» با بازی «باران کوثری» و پسری به نام «آریو» را داریم. «آویشن» از خانواده و به خصوص از پدرش طرد شده است. او برای هر کاری دلیل و استدلال خود را دارد. برای تفریح هم که شده با نیش بزن، تمام عقده های خود را مثل زنبور خالی می کند. اهل ریسک کردن و بی خیال زندگی کردن است دوست دارد دست به هر کاری بزند تا از شر روزمرگی خلاص شود.
«آریو» جوانی متکی به خود نیست جیره خوار پدر پولدارش است و هر وقت که کم می آورد با گریه زاری از پدرش باج می گیرد در مقابل وی «آویشن» اهل تنوع و رفاه است. دوست دارد خودش سرنوشت خودش را انتخاب کند. در مقابل پدرش می ایستد تا «آریو» را به عنوان نامزدش معرفی کند.
نکته ای که در فیلم «نسل جادویی» وجود دارد پرداختن کارگردان به زندگی نسلی از جوانان است که بیش از نیمی از جمعیت کشور ما را تشکیل می دهند. نسلی که به نظر در اکثر شرایط اجتماعی جدی گرفته نمی شوند. حق انتخاب آنچنانی ندارند. وقتی کاری انجام می دهند به جای این که جدی گرفته شوند. بدتر مخالف پیدا می کنند.
«ایرج کریمی» در فیلم «نسل جادویی» به معضلات و مشکلاتی که در جوامع شهری وجود دارد با نگاهی ژرف اندیش و نقادانه نگاه می کند و به جای جواب دادن، سوال مطرح می کند. زن و شوهری که مدام در ماشین نشسته و در مورد لیاقت، شان و مقام خود و نگه داشتن فرزندشان، هر کدام حق را به خود می دهند و این تکرار در چند سکانس دیگر فیلم هم دیده می شود و آنها فقط جر و بحث می کنند. اهل منطق و استدلال نیستند و فقط از سر خودخواهی خود را می بینند و نفر سوم که فرزندشان باشد ارزشی برای آنها ندارد. مشکلی که اکثرا در جوامع شهری وجود دارد. یا صحنه ای که خریدار خانه با «بابک» به خانه «ژاله» می آیند. «ایرج کریمی» شخصیت بساز بفروش خانه را، دلال مسلک، چاپلوس و طمع کار نشان می دهد جایی که مرد دماغ خودش را با انگشت روی ستون می مالد. این کثیف بودن و کرختی این آدم دیده می شود.
و یا شخصیت مردی که شوهر «سیمین» خواهر «ژاله» است. خواهر «ژاله» فوت کرده و مرد دچار نوعی جنون شده است. معضلی که از مرد شخصیتی دیوانه ساخته است.
در فیلم «نسل جادویی» به دلیل جوان بودن شخصیت ها لباسها شاد انتخاب شدند. رنگ های قرمز، آبی، سبز و سفید، به عنوان نمادی از عشق، لطافت، زندگی و پاکی در سراسر فیلم وجود دارد. در طراحی لباس بازیگران عمدتا از لباس هایی استفاده شده که ترکیبی است از انواع ملیت ها جوری که انگار این جوانان متعلق به یک زمان، مکان و کشور خاصی نیستند و همه جا می توانند وجود داشته باشند. در طراحی لباس از لباس ایرانی در انواع مختلف تا لباس هندی، ترکی و اروپایی استفاده شده که نشان از هوشمندی کارگردان و طراح لباس دارد. نکته ای که در فیلم «نسل جادویی» وجود دارد این است که تماشاگر وقتی برای بار اول فیلم را می بیند امکان دارد دچار نوعی سوء تفاهم و شکاکیت نسبت به آدم ها و شخصیت های فیلم شود و در واقع کاری که «ایرج کریمی» کرده این بوده است که درونیات شخصیت های خود را ظاهر کرد و به قول معروف رو نشان داده است. شاید این رو نشان دادن به ضرر فیلم تمام شده و این فیلم به دلیل سوء تفاهماتی که در بعضیها ایجاد کرده باعث شده که فیلم هنوز نتواند رنگ پرده سینما را به خود ببیند اتفاقی که باعث شده به فیلم لطمات فراوانی بخورد. این لطمات بیشتر تهیه کننده و تماشاگران سینما را شامل شده که از دیدن یک فیلم اثرگذار محروم مانده اند. باقی مطالب در مورد فیلم «نسل جادویی» انشاالله بماند به وقتی که فیلم در سینماها اکران عمومی شود.
«ایرج کریمی» با توجه به سابقه نقدنویسی که درمطبوعات دارد. نشان داده که به زبان تصویر و سینما تسلط کافی دارد. و تلاش می کند از طریق فیلم های متفاوتی که می سازد به نحو شایسته ای سینما رابرای مخاطبانش عرضه کند.

/ 0 نظر / 28 بازدید